به یاد کارگردان فقید
دیماه ۱۴۰۴ برای فرهنگ و هنر ایران، طعمی از جنس فقدان و غروب داشت. ۵ دی، روزی که خبر درگذشت بهرام بیضایی در رسانهها پیچید، انگار ستون فقرات سینمای اندیشمند ایران ترک خورد. بیضایی فقط یک فیلمساز یا نمایشنامهنویس نبود؛ او حافظه تاریخی ما بود که در کالبد تصویر رسوخ کرده بود. جستوجو برای یافتن بهترین فیلم های بهرام بیضایی، در واقع تلاشی است برای بازخوانی هویت ملی، اسطورههای فراموششده و نقشِ حذفناشدنی زن در تاروپود این سرزمین. او آن «غریبه» هوشیاری بود که مه تاریخ را کنار زد تا ما را با خودمان روبرو کند.
اگر مخاطب جدی سینما باشید، میدانید که برخورد با آثار او، از جنس تماشای یک فیلم معمولی برای گذران وقت نیست. هر قاب او، یک معماری است و هر دیالوگش، صیقلی از زبان فارسی. در این مطلب، قرار نیست فقط لیستی از نامها را ردیف کنیم؛ میخواهیم به عمق جهان فکری مردی برویم که سینما را به سلاحی برای بیداری تبدیل کرد. از ریتم تند و عصبی «سگکشی» تا سکوتهای پرمعنای «باشو»، سفری را آغاز میکنیم که پایانش، شناخت یکی از ده نابغه برتر تاریخ سینمای ایران است.
