
شاید فکر میکنید دشمنی ندارید اما باید رازی را به شما بگوییم: شما بزرگترین دشمن خودتان هستید.
خیلی از ما برای مدت طولانی زندگی تک بعدی داریم و فکر میکنیم که فقط باید با روش خاصی زندگی کرد. سعی کنید اشتباهات را مرور کنید تا بفهمید چه عاملی سبب شده که موفق نشوید.
هر فردی گاهی درگیریهایی با شیطان درون خود دارد. بعضی وقتها افکار ما و تصمیمهای همیشگی و روتین زندگی بزرگترین دشمن ما محسوب میشوند که باعث میشود ما به شما یادآوری کنیم که از آن برحذر باشید.
١) توقع رضایت همیشگی داشتن
در زندگی هیچ چیز ثابت و همیشگی نیست. همان طور که شادی مطلق وجود ندارد غم و اندوه مطلق نیز وجود ندارد. میتوان گفت که تغییر در حس و حال ما وجود دارد که به طور مداوم بین شادی و غم در نوسان است. در هر زمانی به این فکر میکنیم که بعدا چه میشود و چه حسی خواهیم داشت؛ نوعی مقایسه بین میزان رضایت مندی خود در زمانهای مختلف. در این مسیر، برخی از ما که حس غم و اندوه فراوانی داریم، پس از التیام آن میتوانیم به اوج شادی و لذت برسیم. به عبارت دیگر شادی و غم لازم و ملزوم یکدیگرند؛ یکی باعث تقویت دیگری میشود. انسانها باید بدبختی و بیچارگی را بشناسند تا قدر عافیت را بدانند.
نکته مهم تمرکز روی جنبههای خوب زندگی است. شاید شما همه لحظههای زندگیتان را آگاهانه سپری میکنید و شاید درک کرده باشید که همه خوشبختی که به دنبالش هستترس از چنین عواقبی آن قدر زیاد است که شما مجبورید برای محافظت از خود همیشه پشت نقاب مخفی شوید. اما دقیقا این تنها یک درد مداوم است که شما سعی میکنید از آن فرار کنید. از آنجایی که عشق و خوشبختی نیازمند ریسک پذیری هستند، اگر این ریسک را از خود دور کنید درواقع لذتهای زندگی را از خود دور کردهاید.
۶) از دیگران انتظار زیادی داشتن
همیشه این ذهنیت با شما همراه است که کارها باید چگونه انجام شوند. این ذهنیت باعث میشود که از واقعیت دور بمانید و باعث میشود که از درک واقعی خوبیهای زندگی اجتناب کنید. راه حلش؟ ساده است. از توقعات خود کم کنید. قدر هر آنچه که دارید را بدانید. بهترینها را بخواهید اما توقعتان را کم کنید. شما مجبورید که با واقعیت به جای جنگیدن، کنار بیایید. اجازه ندهید که سطح انتظارات شما مانع دیدن خوبیها و اتفاقات زندگیتان شود. زمانی که از سطح توقعات خود از دیگران و چیزهای دیگر کم کنید، میتوانید از ماهیت واقعی آنها همان گونه که هستند لذت ببرید.
