برزخی میان مصلح و هشدار اجتماعی

«فرنوش صمدی» که سینمادوستان او را با فیلمهای کوتاه شاخصش میشناسند، حالا در نخستین ساخته بلند سینماییاش، در امتداد همان آثار قبلی خود حرکت کرده است. «خط فرضی» ایده خوبی دارد اما فیلمساز نتوانسته آن خود و جهان مبتنی بر انگارههای شخصیتهایش را به درستی گسترش دهد. به همین دلیل است که ما با فیلمی مواجه هستیم که یک نیمه خوب و جذاب دارد و در پرده دوم که زمان بسط موقعیت است، با فیلمی الکن و گنگ مواجه میشویم که خود را در مقام استیصال قصهگویی میبیند.

«فرنوش صمدی» که سینمادوستان او را با فیلمهای کوتاه شاخصش میشناسند، حالا در نخستین ساخته بلند سینماییاش، در امتداد همان آثار قبلی خود حرکت کرده است. «خط فرضی» ایده خوبی دارد اما فیلمساز نتوانسته آن خود و جهان مبتنی بر انگارههای شخصیتهایش را به درستی گسترش دهد. به همین دلیل است که ما با فیلمی مواجه هستیم که یک نیمه خوب و جذاب دارد و در پرده دوم که زمان بسط موقعیت است، با فیلمی الکن و گنگ مواجه میشویم که خود را در مقام استیصال قصهگویی میبیند.

از همین رو، «خط فرضی» یک فیلم دوپاره است که با بهرهمندی از کهنالگوهای سینمای فرهادی، قصد روایت داستانی را دارد که مخاطب را به یاد «ملبورن» نیما جاویدی میاندازد. فیلم در افتتاحیه خود، با دادههای درستی از خلق تعلیق مواجه است. بهخوبی از این دادهها، موقعیتسازی کرده و تعلیق را به اوج میرساند.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *