قصه دعاهای آخر مجلس برای من قصه عجیبی است. میرفتیم روضه و آخر برنامه که میشد دستها را بلند میکردیم، بعد از دعا برای تعجیل در فرج یکی از مهمترین دعاها، دعای برای بیماران بود.
به گزارش اصفهان زیبا؛ قصه دعاهای آخر مجلس برای من قصه عجیبی است. میرفتیم روضه و آخر برنامه که میشد دستها را بلند میکردیم، بعد از دعا برای تعجیل در فرج یکی از مهمترین دعاها، دعای برای بیماران بود. برای آنهایی که روی تخت بیمارستان بودند، بیماری صعبالعلاج داشتند، بیماران منظور و سفارششده، که دست روزگار خانهنشینشان کرده بود، از ته دل دعا میکردیم. سالهای بعدش بود که یکهو موقع این دعا دیدم، عجب خودم جزئشان شدهام.
