اقتصاد ۲۴- نوژن اعتضادالسلطنه- آن چه افکار “فیدل کاسترو” و اقتصاد و جامعه کوبا را در طول زمامداری او شکل داد افکار مارکسیستی بود. برخی معتقدند کاسترو صرفا یک اپورتویست (فرصت طلب)، یک دردسرساز و فردی خودشیفته بود که در مارکسیسم “نظام سیاسی ایده آل” خود برای اعمال کنترل بر کوبا به منظور حفظ قدرت و حذف رقبای سیاسی اش را دید. برخی دیگر باور او به مارکسیسم را قلبی و واقعی دانستهاند. فارغ از آن که کاسترو خواه یک مارکسیست باورمند بوده باشد یا یک اپورتونیست، واقعیت آن است که او در سال ۱۹۵۹ قدرت را به دست گرفت و با موفقیت رژیم استالینیستی را بر کوبا تحمیل کرد رژیمی که تا به امروز باقی مانده است.
در طول جنگ سرد، یارانههای هنگفتی که او از اتحاد جماهیر شوروی دریافت کرد به بقای رژیمش کمک کرد. در مقابل، کاسترو توجه خویش را به صدور انقلاب خود از طریق تامین مالی چریکهای چپگرا در دیگر کشورهای آمریکای لاتین معطوف کرد. تقریبا تمام ماجراجوییهای منطقهای او به استثنای قدرت گرفتن ساندنیستها در نیکاراگوئه با شکست همراه شدند و هزاران نفر بر اثر بلندپروازیهای کاسترو جان شان را از دست دادند.
