«بایسیکلران»؛ دور باطل در جهانی گروتسک

سینماسینما، ونداد الوندیپور
«بایسیکلران»(۱۳۶۶)، مهمترین فیلم محسن مخملباف، و به نوعی، مانیفست فلسفی-سینمایی او، اثری است بهرهمند از فیلمنامهای هنرمندانه و گویا، اما، از قرار معلوم، سوءتفاهمبرانگیِ نسیم در یک محیط دوار و استوانهای آغاز میشود و با سکانسی پایان میابد که در آن، نسیم، علیرغم اتمام زمان شرطبندی، همچنان در حال چرخیدن با دوچرخه در دایرهای است که پیشتر، برایش دایرهی چاه بود (حرفه مغنیگری خود واجد معنای نشانهشناختیِ مرتبط با تماتیک اصلی فیلم است: انسان در چاه است و در حال کندن چاهِ خود؛ یعنی زمان به ضرر انسان است)؛ چرخیدن با دوچرخه اکنون چرخشی است که به ماهیت ذاتی او تبدیل شده و وجهی جبری (تقدیرگرایانه) پیدا کرده است، و نیز میتواند نمودی از جبری بودن زندگی باشد. این تم، نتیجه ناگزیر گروتسک دیدن جهان و زندگی انسان است، که در اصل چیزی نیست جز زدن «دور باطل».
