«بایسیکلران»؛ دور باطل در جهانی گروتسک
«بایسیکلران»(۱۳۶۶)، مهمترین فیلم محسن مخملباف، و به نوعی، مانیفست فلسفی-سینمایی او، اثری است بهرهمند از فیلمنامهای هنرمندانه و گویا، اما، از قرار معلوم، سوءتفاهمبرانگیز؛ سوءتفاهمی به نظرم عجیب که از رئالیستی (یا حتی نئورئالیستی) پنداشتن داستان و تماتیک فیلم سرچشمه میگیرد که خود، حاصل عدم درک جهان روایی فیلم است و نتیجه طبیعی آن، ضعیف پنداشتن فیلم است (نشانه ای این سوءتفاهم، بسیاری از نقدهایی است که در آن دوران درباره فیلم نوشته شد و حتی در سالهای بعد. جالب آنکه در مواردی نیز، آنانکه با نگاه رئال به فیلم نگاه کردند، از آن تمجید کردند و آن را فیلمی از جنس آثار نئورئالیستی برشمردند یا اثری رئالیستی علیه جامعه عاری از عدالت !)
