باورم نمی شد که شوهرم به دخترم که از همسر سابقم دارم، پیشنهاد دوستی داده

زن ۴۰ ساله که از شدت استرس و نگرانی لرزش دستانش به خوبی حس می‌شد، با چهره‌ای مغموم، اما برافروخته وارد اتاق مددکاری شد و در تشریح سرگذشت اسفبارش به کارشناس اجتماعی کلانتری توضیحاتی ارائه داد.


12 مرداد 1399 – 08:41

زن ۴۰ ساله که از شدت استرس و نگرانی لرزش دستانش به خوبی حس می‌شد، با چهره‌ای مغموم، اما برافروخته وارد اتاق مددکاری شد و در تشریح سرگذشت اسفبارش به کارشناس اجتماعی کلانتری توضیحاتی ارائه داد.

باورم نمی شد که شوهرم به دخترم که از همسر قبلم دارم، پیشنهاد دوستی داده

به گزارش خراسان، وی گفت: تازه دیپلم گرفته بودم که «همایون» به خواستگاری ام آمد. مادرم در یکی از جلسات مذهبی با مادر همایون آشنا شده بود و با همین آشنایی چند ساعته مرا برای پسرش خواستگاری کرده بود، در حالی که هیچ گونه آشنایی و شناخت قبلی از خانواده اش نداشتیم، اما مادرم اعتقاد داشت وقتی مادر همایون زنی محجبه و باوقار است، حتما فرزندش را به شکل شایسته‌ای تربیت کرده است. از سوی دیگر نیز یکی از بستگان پدرم عاشق خواهر کوچک ترم شده بود و آن‌ها به طور غیررسمی و با واسطه کردن بزرگ ترها از خواستگاری خواهرم صحبت می‌کردند، اما پدرم حتی سخن گفتن در این باره را نیز بر نمی‌تابید چرا که اعتقاد داشت تا زمانی که من ازدواج نکرده ام، نباید حرف از خواستگاری خواهر کوچک>

خلاصه، دخترم را راضی کردم و سه سال قبل، دوباره پای سفره عقد نشستم. از همان چند ماه اول زندگی متوجه شدم دخترم رابطه خوبی با همسرم ندارد و من آن را به حساب همان حساسیت هایش می‌گذاشتم. همسرم وضعیت مالی خوبی داشت و من هم آن قدر درگیر زندگی و جنین هشت ماهه ام بودم که متوجه افسردگی و گوشه گیری دختر ۱۷ ساله ام نشدم تا این که «نیلوفر» چند روز به خانه خواهرم رفت و با بیان این که دیگر به خانه باز نمی‌گردد، راز عجیبی را فاش کرد. او به خواهرم گفته بود ناپدری اش به او علاقه‌مند شده و پیامک‌های خارج از عرف برایش می‌فرستد و پیشنهاد دوستی داده است! باورم نشد، اما وقتی از زبان همسرم شنیدم، ناخودآگاه سیلی به صورتش نواختم و …

انتهای پیام

منبع : سازمان خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (سیتنا)

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *