باهم‌بودن، کنشی شجاعانه

در انزوا، فرد همچنان بنا به سرشت انسانی‌اش باز با دنیای اطراف در ارتباط می‌ماند ولی زمانی که ابتدایی‌ترین شکل خلاقیت انسان، که آن افزودن چیزی از خود به دنیای مشترک با دیگران است از بین می‌رود، انزوا دیگر قابل‌تحمل نیست و جایش را به تنهایی می‌دهد. درحالی‌که انزوا حیات سیاسی را در زندگی در برمی‌گیرد، تنهایی کل زندگی انسان را فرامی‌گیرد.

یکشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۵ – ۱۵:۱۱
باهم‌بودن، کنشی شجاعانه

نگاه منفی هانا آرنت به تنهایی و انزوا؛

باهم‌بودن، کنشی شجاعانه

در انزوا، فرد همچنان بنا به سرشت انسانی‌اش باز با دنیای اطراف در ارتباط می‌ماند ولی زمانی که ابتدایی‌ترین شکل خلاقیت انسان، که آن افزودن چیزی از خود به دنیای مشترک با دیگران است از بین می‌رود، انزوا دیگر قابل‌تحمل نیست و جایش را به تنهایی می‌دهد. درحالی‌که انزوا حیات سیاسی را در زندگی در برمی‌گیرد، تنهایی کل زندگی انسان را فرامی‌گیرد.

سرویس بین‌الملل خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- ماریا پُپوا – ترجمه: بیتا عظیمی‌نژادان؛ الیویا لَنگ (Olivia Laing) می‌نویسد:«تنهایی در ضمن اینکه حالتی است شخصی، حالت سیاسی نیز می‌باشد» نیم قرن پیش‌تر هانا آرنت (۱۴ اکتبر۱۹۰۶- ۴ دسامبر ۱۹۷۵) در اولین اثر هوشمندانه و کلاسیک خود با عنوان “توتالیتاریزم” که در زمانی مناسب در سال ۱۹۵۱ چاپ شد، آن ابعاد مرتبط و موازی از تنهایی که عمق اندوه شخصی و حالتی لازم و رایج در حیات سیاسی است را مورد بررسی قرار می‌دهد.

آرنت تنهایی را به عنوان عامل مشترکی برای وحشت ترسیم می‌کند و وظیفه آن را هم به عنوان سلاح اصلی حکومت‌های توتالیتر و هم به عنوان آسیب اصلی همان حکومت‌ها می‌شناساند. درست بیست سال پیش از آن انتقاد تند و کوبنده‌اش در مورد سیاست او چنین می‌نویسد:«وحشت، حتی در وضعیت پیشاتوتالیتاریزم، در شکل استبداد نیز تمام روابط انسانی را خراب می‌کند، بنابراین در اندیشه‌های ایدئولوژیک جبرهایی که از طرف خود شخص اعمال می‌شود همه روابطش را با واقعیت ویران می‌کند. این آمادگی زمانی به موفقیت می‌رسد که شخص همه ارتباطش را با دوستان و اطرافیانش و همچنین با واقعیت محیطش از دست بدهد.»

منبع  : خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *