
اقتصاد۲۴- تهران در بهار امسال به شهری تبدیل شده که لایههای سکونت در آن هر روز بیشتر و بیشتر به حاشیهها و نقاط عجیب و غریب نزدیکتر میشود. اگر روزگاری طبقه متوسط برای خریدن خانهای بزرگتر رویاپردازی میکرد، حالا بزرگترین آرزوی بسیاری از خانوادهها حفظ همان چهاردیواری مستقل اجارهای است؛ آرزویی که برای بسیاری از آنها نقش بر آب شده است. تورم خردکننده مسکن و ودیعههای میلیاردی که حالا دیگر به اعداد خیالی نزدیک شده، لشکری از مستأجران را به سمتی سوق داده که نامش دیگر زندگی نیست بلکه اقامت اضطراری است. این گزارش روایتی است از زیرپوست شهر؛ جایی که انبارهای تاریک و خانههای قدیمی حاشیه به آخرین سنگر خانوادههای ایرانی تبدیل شدهاند. اینجا دیگر صحبت از متراژ و نورگیر بودن خانه نیست، صحبت از زنده ماندن زیر یک سقف است، حتی اگر آن سقف ورقههای آهنی یک انبار کالا در جنوب شهر باشد.
برای درک عمق فاجعه باید سری به بنگاههای املاک در مناطق قدیمی و صنعتی تهران زد. جایی که بوی روغن و آهن با بوی ناودانهای قدیمی گره خورده است. میدان قزوین و انبار نفت که روزگاری قطب انبارهای کالا بودند، حالا شاهد پدیدهای به نام انبارینشینی هستند. یکی از مشاوران املاک قدیمی در حوالی انبار نفت در پاسخ به «هفت صبح» با دست به زیرزمین یک مجتمع نیمهمخروبه اشاره میکند و میگوید باورتان میشود این روزها برای این انباریهای ۲۰ متری که پنجره هم ندارند صف میکشند؟ او تعریف میکند که خانوادههایی با یک یا دو فرزند میآیند و التماس میکنند که اجازه بدهند در این فضاها که قیمت کمی دارند ساکن شوند. اینها آدمهایی هستند که از متن شهر به حاشیه و از حاشیه به زیر زمین تبعید شدهاند. اینجا سقف معنای دیگری دارد؛ سقفی آهنی که تابستانها مثل کوره داغ میشود و زمستانها نمور و سرد است.
