دم غروب آخرین روز از پاییز در حاشیه، سوز تندی دارد. یلدای اینجا رنگپریده و لبخند مردمانش به پستههای کور میماند. باد میوزد، سوز سردی تا مغز استخوانت را درمی نورد؛ بعد میرود تا برسد به خانههای قدونیمقد؛ کوتولههایی که بهموازات هم توی کوچههای خاکی در چندکیلومتری مرکز شهر جاگرفتهاند.
