آیتالله العظمی سید محمدهادی حسینی میلانی، تربیت یافته حوزه علمیه نجف در دوره مشروطیت و از شاگردان میرزای نائینی بود. هم از این روی نمیتوانست نسبت به وقایع سیاسی و اجتماعی دوره خویش، بیتفاوت باشد. وی در دوره نهضت ملی و مقطعی که در کربلا اقامت داشت نیز نسبت به رویدادهای ایران بیتفاوتی نگزید. با این حال همراهی همه جانبه با نهضت اسلامی از سال ۱۳۴۱، آغازی بر یک دوره از مبارزات سیاسی او به شمار میرود
جوان آنلاین: در روزهایی که بر ما گذشت، یاد و خاطره زندهیاد آیتالله العظمی سید محمدهادی حسینی میلانی، به مناسبت برگزاری کنگرهای برای نکوداشت آن فقیه والامقام زنده شد. هم از این روی و طی مقال پی آمده، به بازخوانی فرازهایی از مبارزات دینی و سیاسی ایشان در دهه ۴۰ پرداختهایم. امید آنکه تاریخ پژوهان انقلاب اسلامی و عموم علاقهمندان را مفید و مقبول آید.
تبعید آیتالله خمینی کشتههای فراوان دارد که من نیز یکی از آنها خواهم بود!
زندهیاد آیت الله العظمی سید محمدهادی حسینی میلانی، تربیت یافته حوزه علمیه نجف در دوره مشروطیت و از شاگردان میرزای نائینی بود. هم از این روی نمیتوانست نسبت به وقایع سیاسی و اجتماعی دوره خویش، بیتفاوت باشد. وی در دوره نهضت ملی و مقطعی که در کربلا اقامت داشت نیز نسبت به رویدادهای ایران بیتفاوتی نگزید. با این حال همراهی همه جانبه با نهضت اسلامی از سال ۱۳۴۱، آغازی بر یک دوره از مبارزات سیاسی او به شمار میرود. محمداسماعیل شیخانی، پژوهشگر تاریخ معاصر ایران، در اینباره معتقد است:
«گویا اینان نه فقط قرآن مجید و آیین اسلام را فراموش کردهاند، بلکه قوانین مملکتی و منشور ملل را نیز زیرپا گذاشتهاند… این نامهای است که آیتالله سید محمدهادی میلانی، در واکنش به لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی که از سوی حکومت پهلوی ابراز شده است، مینگارد و نخستین برخورد جدی خود را با رفتارهای غربیمأبانه محمدرضا پهلوی بروز میدهد. وی در قبال این لایحه، بارها نامههای دیگری نیز نگاشت و مخالفت خود را با آن اعلام کرد. آیتالله میلانی خطاب به منوچهر سالور، رئیس بنیاد پهلوی نیز آورده است که شایسته نیست هیئت حاکمه ایران برخلاف رضایت حضرت بقیهالله (عج) کاری را تمشیت دهد. مسئله دیگری که در آن میتوان شاهد موضعگیری سیاسی آیتالله میلانی بود، تبعید امام خمینی (ره) است. وی همان زمان که زمزمه این مسئله ایجاد شده بود، خطاب به حسن پاکروان، رئیس وقت ساواک عنوان میکند: از طریق آقای شریعتمداری مطلع شدیم، میخواهید آقای خمینی را به ترکیه تبعید کنید، ولی این را بدانید هرگز نمیتوانید دست به چنین کار خطرناکی بزنید، مگر اینکه در این چند روزی که این همه مردم را کشتید، چندین برابر آن را بکشید و از روی جنازه آنها عبور کنید و ایشان را به ترکیه تبعید کنید که در این صورت اولین کشته نیز خودم خواهم بود!… بعدها و پس از موضعگیری قاطعانه امامخمینی در قبال مسئله کاپیتولاسیون، آیتالله میلانی نیز در زمره روحانیونی بود که از موضع امام در این زمینه حمایت کرد. مسئله ارادت به امام خمینی، بعدها نیز در سیره سیاسی و مشی رفتاری آیتالله میلانی نمود داشت؛ همچنانکه به اذعان خودش: آنها (رژیم پهلوی) پس از فوت آیتالله بروجردی به من پیغام دادند که اگر شما بخواهید کمک میکنیم تا به عنوان مرجع شناخته شوید… آنها میخواستند مرا مقابل حاجآقا روحالله قرار دهند و من حاضر نشدم مرجعیتی را که اینها به من پیشنهاد دادند بپذیرم؛ چون به حاج آقا روح الله معتقد هستم… برهه آغازین سالهای دهه ۱۳۴۰ را باید مقطع اوج فعالیتهای سیاسی آیتالله میلانی در زمینه مخالفت با حاکمیت پهلوی و مصوباتش قلمداد کرد؛ تا جایی که وی بعضاً این مخالفتها را بعد بینالمللی نیز بخشید. برای مثال وی در نامهای به شیخ شلتوت، در مورد اوضاع ایران بحث و گفتوگو میکند. با وجود این فعالیتها، به ناگاه و بعد از سال۱۳۴۳، فعالیت سیاسی آیتالله سیدمحمدهادی میلانی فروکش کرد که علل آن باید به صورتی جداگانه مورد بررسی قرار گیرد…».
