
در بیشتر فرهنگها مراجعه به یک روان درمانگر یا روانشناس به مفهوم ضعف و یا مشکل مغزی و عقلی و روانی در حد بسیار شدید است. حال آنکه ما هر روزه برای سرماخودگی جوش صورت و بسیاری از موارد دیگر به دکتر مراجعه می کنیم بدون آنکه نگران آن باشیم که دیگران در مورد ما چه فکری خواهند کرد. مراجعات ما به دکتر برای مسائل مختلف آنقدر عادی شده است که حتی به دنبال علامتهای بسیار جدی تر مثل بیماری هایی نظیر سرطان نیستیم. شاید زمان آن رسیده باشد که برای مسائل روحی روانی و استرسها و یا حتی درگیریهای عاطفی خود با توجه به فشارهای زندگی مدرن امروزی به یک مشاور مراجعه کنیم قبل از آنکه خیلی عمیق تر و حساس ترشده باشند.
همه ما هر روز، بارها و بارها اضطراب را تجربه میکنیم. وقتی راننده بیملاحظهای درست در نزدیکی ما، روی ترمز میزند، وقتی صدای ناگهانی انفجار از کوچه بغلی میآید یا زمانی که میشنویم سازمان محل فعالیتمان قصد تعدیل نیرو دارد، دچار اضطراب میشویم.
اما درگیری هر روزه با این احساس، لزوما به معنای بیمار بودنمان نیست. اضطراب، احساسی طبیعی و ضروری است که اگر بهموقع تجربه و البته بهموقع مهارش کنید، میتواند شما را از خطر حفظ کند. با ایstyle=”text-align: justify”>-در بدنتان احساس کوفتگی میکنید؟
-زود خسته میشوید؟
-دلتان نمیخواهد در محیط کار، مسئولیت تازهای را به عهده بگیرید و در جمعها توجه زیادی را دریافت کنید؟
-بعضی لحظهها احساس میکنید زمین و زمان به شما فشار آورده و دنیا روی سرتان خراب شده؟
-دهانتان زیاد خشک میشود؟
-نفستان کوتاه شده؟
-چیزی که همکارانتان را آشفته نمیکند، برای شما هراسی بزرگ را ایجاد میکند؟
-فکر میکنید ادامهدادن بیفایده است؟
-در طول روز با صدای بلند و لحن خشن، با دیگران صحبت میکنید؟
-همراه با سایر نشانههای گفتهشده، کمردرد، سردرد یا زانودرد را تجربه میکنید؟
