این‌ها ایرانی نیستند؟

صدای گرفته و سرفه‌های مکرر پدرجان، پدر همسر، از پشت تلفن نگرانم کرد. با توجه به بیماری زمینه‌ای او، نگران پیشروی آنفولانزایش شدم. پس با همسرم تماس گرفته و از او خواستم که شب کمی زودتر برگشته تا مقداری سوپ و آب‌میوه‌ برای پدر ببریم و این‌طور بود که ما بی‌خبر از همه‌جا، سوار ماشین شدیم و راهی منزل پدرجان.

صدای گرفته و سرفه‌های مکرر پدرجان، پدر همسر، از پشت تلفن نگرانم کرد. با توجه به بیماری زمینه‌ای او، نگران پیشروی آنفولانزایش شدم. پس با همسرم تماس گرفته و از او خواستم که شب کمی زودتر برگشته تا مقداری سوپ و آب‌میوه‌ برای پدر ببریم و این‌طور بود که ما بی‌خبر از همه‌جا، سوار ماشین شدیم و راهی منزل پدرجان.

این‌ها ایرانی نیستند؟

صدای گرفته و سرفه‌های مکرر پدرجان، پدر همسر، از پشت تلفن نگرانم کرد. با توجه به بیماری زمینه‌ای او، نگران پیشروی آنفولانزایش شدم. پس با همسرم تماس گرفته و از او خواستم که شب کمی زودتر برگشته تا مقداری سوپ و آب‌میوه‌ برای پدر ببریم و این‌طور بود که ما بی‌خبر از همه‌جا، سوار ماشین شدیم و راهی منزل پدرجان.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *