
به گزارش مجله خبری نگار، «صبحها هنوز چشم باز نکرده، ذهنم شروع به دویدن میکند. نه از روی اضطراب، بلکه از هجوم فکرهایی که انگار عجله دارند برای انجام کارهایی که هنوز شروع نشدهاند. خودم اسمشان را گذاشتهام «افکارعجلهای». فکرهایی که به جای کمک، تمرکز را نشانه میگیرند و باعث میشوند سرعتم بالا برود، بیآنکه نتیجهای داشته باشد. در لحظههایی که باید آرام باشم، این افکار مثل موشکهایی عمل میکنند که لانچر خودشان را هدف میگیرند؛ یعنی همان نقطهای که قرار است باعث حرکتشان شود. تمرکزم از بین میرود، ذهنم آشفته میشود و من خودم را وسط کارهایی میبینم که اصلاً برایشان برنامه نداشتم. مثل وقتی که گوشی را برای انجام کاری برمیدارم، اما ناگهان میبینم مشغول دیدن ویدیویی هستم که هیچ ربطی به هدفم ندارد.» امیرپارسا را شاید خیلیها بشناسند؛ بلاگری که تلاش میکند تجربههای روزمرهاش را با مخاطبانش به اشتراک بگذارد. اینبار از عجلهای میگوید که بیدلیل وارد زندگیاش شده، از کارهایی که میتوانند با آرامش و کیفیت انجام شوند، اما ناگهان سرعت میگیرند، فقط برای اینکه تمام شوند. خودش میگوید این عجله نه از اضطراب، بلکه از ذهنی میآید که مدام در حال دویدن است، بیآنکه مقصدی مشخص داشته باشد. او از لحظههایی حرف میزند که تمرکز جایش را به شتاب میدهد و از افکاری که بهجای کمک، مانع میشوند. تجربهای که شاید برای خیلیها آشنا باشد. «زندگی آهسته»، برای امیر پارسا و خیلیهای دیگر، شاید راهی باشد برای بازگشت به کیفیت، به حضور و به خواستههایی که فراموش شدهاند.
