
در تاریخ ملتها، کم نیستند کشورهایی که با مرگ یک پادشاه، یک رئیسجمهور، یک فرمانده یا حتی یک دانشمند برجسته، دچار بحران و آشفتگی شدهاند. گاه یک ترور، یک حادثه یا یک شکست نظامی، سرنوشت یک کشور را برای دههها تغییر داده است.
اما ایران، داستان دیگری دارد.
این سرزمین در طول دهههای گذشته، نه افراد عادی، بلکه بلندترین قلههای خود را تقدیم کرده است. دشمنان این ملت بارها تصور کردهاند که اگر عالیترین مسئولان، مؤثرترین فرماندهان و برجستهترین دانشمندان ایران را از میان بردارند، اراده این ملت خواهد شکست و حرکت این کشور متوقف خواهد شد. اما هر بار نتیجه، درست برعکس آن چیزی بوده که آنان میخواستند.
کدام کشور را میتوان یافت که رهبرش را در اوج نبرد تاریخی با استکبار جهانی از دست بدهد و همچنان با اقتدار به مسیر خود ادامه دهد؟ کدام کشور را میتوان یافت که رئیسجمهور شهید، نخستوزیر شهید، رئیس قوه قضائیه شهید و دهها وزیر، نماینده و مدیر ارشد شهید داشته باشد و باز هم استوار بماند؟
این ملت، شهادت رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیتالله خامنهای را به چشم دیده است. پیش از آن، شهادت رئیسجمهورانی چون محمدعلی رجایی و سیدابراهیم رئیسی را تجربه کرده است. شهادت نخستوزیر مجاهد، محمدجواد باهنر و رئیس قوه قضائیه مظلوم، آیتالله سیدمحمد حسینی بهشتی و یارانش را در حافظه تاریخی خود دارد.
این ملت، فرماندهان و بزرگانی را بدرقه کرده که هر یک به تنهایی یک نهاد و یک مکتب بودند؛ از شهید قاسم سلیمانی تا شهید علی لاریجانی، از شهید محمد باقری تا شهید حسین سلامی، از شهید غلامعلی رشید تا شهید امیرعلی حاجیزاده و دیگر فرماندهانی که امنیت و اقتدار ایران را با جان خویش پاسداری کردند.
این ملت، دانشمندانی را تقدیم کرده که دشمن از نام آنان نیز هراس داشت؛ از شهید مسعود علیمحمدی و شهید مجید شهریاری تا شهید محسن فخریزاده و شهید فریدون عباسی و شهید محمدمهدی طهرانچی و دیگر فرزانگانی که برای پیشرفت علمی کشور جان خویش را فدا کردند.
