
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در این مقاله که به نقش مغفول مانده ایران باستان در شکل گیری جهان مدرن میپردازد، آمده است:
بنابر روایت ایلنا،امپراتوری پارس قرنها در روایتهای تاریخیِ غالب، زیر سایه نگاه یونانی و سپس سنت اروپامحور قرار گرفت؛ روایتی که آن را تحقیر کرد یا به حاشیه راند. با این حال، این تمدن سهمی بنیادین در شکلگیری جهان امروز داشته است: از خدمات پستی و شبکه راهها گرفته تا الگوهای حکمرانی کارآمد و حتی مفهوم «باغ» به مثابه بهشتی زمینی.
آنچه امروز از امپراتوریهای پس از ایران—از روم تا خلافتهای اسلامی—میدانیم، تا حد زیادی بر میراث و نوآوریهای پارسی استوار است.
اغلب گفته میشود تاریخ را پیروزمندان مینویسند، اما در جهان باستان شاید دقیقتر آن باشد که بگوییم تاریخ را مورخان نوشتهاند؛ و این مورخان، عمدتاً یونانی بودند. از دل آثار هرودوت و توسیدید، تاریخنگاری به عنوان یک رشته شکل گرفت؛ تلاشی برای ثبت وقایع، نه روایت اسطورهها. اما همین مورخان، در روایت خوده از سیستم ایستگاههای بینراهی، پیامها را با سرعت و امنیتی بیسابقه منتقل میکردند. این سیستم، الگویی شد برای شبکههای ارتباطی بعدی در جهان
مدارا در دل یک امپراتوری چند فرهنگی
امپراتوری پارس، مجموعهای متنوع از اقوام و مذاهب را در بر میگرفت. برخلاف بسیاری از امپراتوریهای پیشین، اقوام تحت سلطه اجازه داشتند آیینهای خود را به شرط آنکه ثبات سیاسی حفظ شود، برگزار کنند. .
باغ؛ بهشتی که جهانی شد
ایرانیان باغ را بازآفرینی بهشت بر زمین میدانستند. «پردیس» های ایرانی با ترکیب آب، گیاه و معماری، فضایی برای آرامش، تفکر و تعامل اجتماعی فراهم میکردند. این الگو بعدها به باغهای اسلامی در اندلس و باغهای مغولی در هند راه یافت و حتی به اروپا نیز منتقل شد.
