نزد تمامی آنان که آیتالله تسخیری را میشناختند، وی در قامت شخصیتی تقریب اندیش مجسم میشود. واقعیت این است که وی در این عرصه، گوی سبقت را از اغلب همگنان خویش ربود و البته رنجها و داوریهای ناصواب فراوانی را به جان خرید. همچنین بسا نخبگان جهان اسلام که بر اثر القائات دشمنان، با تشیع و ایران رابطه مثبتی نداشتند، با اندیشه و اخلاق آن زندهیاد، در رویکرد خود تجدید نظر کردند
جوان آنلاین: روزهایی که بر ما گذشت، تداعیگر سالروز رحلت منادی تقریب مذاهب اسلامی، زندهیاد آیتالله حاج شیخ محمدعلی تسخیری است. هم از این روی و در نکوداشت تلاش پرحاصل آن بزرگ در این مسیر، مقال پی آمده به شما تقدیم میشود. در این نوشتار، دیدگاههای فعالان دینی و فرهنگی جهان اسلام در باب تکاپوی مداوم آن فقید سعید، مورد بازخوانی تحلیلی قرار گرفته است.
در آیینه روایت یک همراه دیرین
در آغاز مقال به هنگام مینماید، با خصال و ویژگیهای زندهیاد آیتالله حاج شیخ محمدعلی تسخیری، از زبان یک دوست دیرین آشنا شویم. حجتالاسلام والمسلمین محمدسعید نعمانی که با همراهی آن محقق راحل، به نگارش تفسیری مختصر و جامع بر قرآن دست زده است، در این باره میگوید:
«مرحوم آیتالله آقای تسخیری (طابثراه)، انسان جامعالاطرافی بود و روحی با لطافت، فکری عمیق، علمی توانا و رفتاری کمنظیر داشت. در مدت بیش از ۵۰ سالی که با هم زندگی و کار کردیم، هرگز کوچکترین ناراحتیای بین ما بهوجود نیامد. این بهترین توصیفی است که میتوانم از آن بزرگوار داشته باشم. قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، استادمان شهید آیتالله سیدمحمدباقر صدر به آیتالله سیدکاظم حائری شاخصترین شاگردشان، نامهای نوشتند و در آن خواستند تفسیر مختصر و جامعی که تمام جنبههای اجتماعی اسلام را دربر بگیرد، نوشته شود. ایشان تأکید داشتند این تفسیر، مستند به روایات ائمه اطهار (ع) باشد و وحدت امت اسلامی، در آن مد نظر قرار گیرد. طرح مورد پیشنهادشان نیز این بود که یک صفحه متن قرآن کریم باشد و یک صفحه تفسیر. آیتالله صدر برای نوشتن این تفسیر، آیتالله تسخیری و بنده را در نظر گرفته بودند و این مسئله، از سوی آیتالله حائری به ما ابلاغ شد. ما نیز کار خود را آغاز کردیم. در آن مقطع مرحوم آیتالله ابنالرضا عالم شاخص خوانسار، برای تدریس در مدرسهای که تازه تأسیس کرده بود، ما را دعوت کرد. ما دو ماه در آن مدرسه فعالیت داشتیم و نگارش این تفسیر، از همانجا شروع شد. انصافاً بیشترین تلاش برای نوشتن تفسیر را آیتالله تسخیری انجام دادند. ما هفت، هشت تفسیر بزرگ را میخواندیم و در توافق با هم، به نگارش تفسیر جدید میپرداختیم. بعد از تفسیر چند جزء از قرآن، نزد آیتالله حائری رفتیم و متون نگارششده را به ایشان نشان دادیم. آقای حائری آن را تأیید کردند و سپس مطالب را برای شهید آیتالله صدر فرستادند. آن بزرگوار هم از نحوه انجام کار، رضایت خود را اعلام کردند و ما نیز آن را ادامه دادیم. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، آیتالله تسخیری و بنده برای پل زدن بین جمهوری اسلامی ایران و جهان عرب، مشغول فعالیتهای تبلیغی شدیم و در نوشتن تفسیر، وقفه ایجاد شد. بالاخره چند سال قبل، همه کارها را کنار گذاشتیم و مجدداً به نگارش تفسیر پرداختیم. نتیجه کار ما، مورد تأیید بزرگانی چون: رهبر معظم انقلاب اسلامی، آیتالله سیدمحمود هاشمیشاهرودی، آیتالله سیدمحمدحسین فضلالله، آیتالله سیدمحمدباقر حکیم و عدهای دیگر قرار گرفت. این تفسیر تقریباً متمایز بود و مختصات خود را داشت. نگارش این اثر، از سال ۱۳۵۵ تا چند سال پیش ادامه داشت. با توجه به اینکه بیش از ۵۰ سال در نجف و قم، با هم دوست و همراه بودیم، دیدگاههای کلی ما به یکدیگر نزدیک بود و با گفتوگویی کوتاه، به توافق میرسیدیم. در نگاه کلی، کار با نوعی تعامل متقابل پیش رفت و به نتیجه رسید…».
