
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، هزاران سال است که «تمدن» و «فرهنگ»، همچون دو بال فرشتهگون، جوامع بشری را از ذهن غبار نشسته و شانه زده به نسیانِ روزمرگی به آسمان معنا و هویت پرواز میدهند. «فرهنگ» آن حقیقت نرم، وزین و نفوذناپذیر، نه تنها آینهای برای بازتاب «هویت جمعی»، بلکه نگارخانهای است که در آن، نقاشیهای هزارهای از باورها، آیینها، هنرها و دانشهای یک قوم، به تماشا گذاشته میشود.
«تمدن» نیز، زاییده و زاینده «فرهنگ»، چون رودی خروشان، با خود آوردگاههایی از شکوه و جلال را به ارمغان میآورد و در بستر زمان، نهالهای معرفت را به درختانی تنومند و سایهگستر بدل میسازد.
بنابر روایت ایکنا، جوامع کهن، خاصه آنها که چون سرزمینِ جانمان، وطن، ایران، ریشه در اعماق تاریخ دارند، نه فقط روایتگر سرگذشت خویش، که نقشآفرین صحنه بزرگتر تمدن بشری بوده و هستند؛ گویی هر تمدن، صفحهای از کتاب بزرگ انسانیت را میگشاید و ایران، با قلمی زرین و خوشخگاهی نسبت به جنبه اندیشهای آنها غلبه دارد. ایشان میفرمایند که در این مواجهه اولیه تربیتی؛ بهتر است که شما ابتدا به امر تربیت، یک کنش عاطفی داشته باشید و عواطف انسان را مورد توجه قرار دهید. باید قلب و ذهن کودک و نوجوان را جلب کرد و بعد، فرصت تعامل اندیشهای و فکری با انسان فراهم میشود که البته آن هم لازم و ضروری است.
به لحاظ تقدم و تأخر عرض میکنم که میفرمایند: «شما باید متوجه باشید که اگر عواطف پای کار نیاید، مسیر تربیتی دوام و استمرار ندارد؛ یعنی دستاوردهای تربیتی شما دوام ندارد. آن چیزی که شوق حرکت را برای انسان ایجاد میکند، دل و قلب، عاطفه و احساساتش است. باید به این جنبه روحی انسان هم توجه کنید، به خصوص کودک که بیشتر از این منظر، تعامل و مواجهه با محیط پیرامون خود دارد و عواطفش بروز میکند.» این جنبه برای ایشان مهم و جالب توجه بوده و به شدت مورد تأکید است که دعوت اسلامی و تربیت اسلامی، فقط جنبه ذهنی و اندیشهای ندارد، بلکه جنبه عاطفی و احساسی هم دارد و به این جنبه نیز باید توجه داشت. اگر این دو را آمیخته کنید، آنگاه میتوانید خوشبین باشید به تضمین تحقق اهداف تربیتی.
