انتقال پایتخت یا بنای پایتخت تجاری؟

توسعه کشور با ادامه روند فعلی امکان‌پذیر نیست، اینکه بخواهیم همچنان منابع اولیه را از جنوب کشور و دریا به مرکز بیاوریم و تبدیل به محصول کنیم و دوباره برای صادرات به جنوب بفرستیم، به شدت توان رقابت ما را مستهلک کرده و کاهش می‌دهد؛ چاره‌ای نداریم جز اینکه مرکزیت اقتصادی و سیاسی کشور را به جنوب و نزدیک دریا منتقل کنیم

توسعه کشور با ادامه روند فعلی امکان‌پذیر نیست، اینکه بخواهیم همچنان منابع اولیه را از جنوب کشور و دریا به مرکز بیاوریم و تبدیل به محصول کنیم و دوباره برای صادرات به جنوب بفرستیم، به شدت توان رقابت ما را مستهلک کرده و کاهش می‌دهد؛ چاره‌ای نداریم جز اینکه مرکزیت اقتصادی و سیاسی کشور را به جنوب و نزدیک دریا منتقل کنیم

جوان آنلاین: موضوع انتقال پایتخت از تهران به سایر نقاط ایران از موضوعاتی است که در سال‌های گذشته طرح شده است و در آخرین مورد دکتر مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران تنها راه حل معضلات شهر تهران را انتقال پایتخت عنوان کرده است. رئیس‌جمهور ایران همچنین به این نکته اشاره کرده است: «توسعه کشور با ادامه روند فعلی امکان‌پذیر نیست، اینکه بخواهیم همچنان منابع اولیه را از جنوب کشور و دریا به مرکز بیاوریم و تبدیل به محصول کنیم و دوباره برای صادرات به جنوب بفرستیم، به شدت توان رقابت ما را مستهلک کرده و کاهش می‌دهد؛ چاره‌ای نداریم جز اینکه مرکزیت اقتصادی و سیاسی کشور را به جنوب و نزدیک دریا منتقل کنیم.» ایده انتقال پایتخت از سوی کشور‌های مختلفی مطرح و اجرا شده است و انتقال پایتخت در جهان یک پدیده سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مهم است که کشور‌های مختلف به دلایل گوناگونی تصمیم به انجام آن گرفته‌اند. این دلایل می‌توانند شامل نیاز به تمرکز زدایی، بهبود مدیریت منابع، کاهش فشار‌های جمعیتی یا جغرافیایی، توسعه مناطق کم‌تر توسعه‌یافته یا پاسخ به مشکلات زیست‌محیطی باشند.  

تجربیات جهانی متعددی در این مورد وجود دارد. برزیل در سال ۱۹۶۰ پایتخت خود را از ریودوژانیرو به برازیلیا منتقل کرد. این انتقال به منظور تمرکززدایی از مناطق ساحلی و تشویق توسعه در مناطق داخلی کشور انجام شد. برازیلیا به عنوان یک شهر برنامه‌ریزی‌شده، به سرعت تبدیل به مرکز اداری و سیاسی کشور شد و از معماری مدرن و زیرساخت‌های پیشرفته برخوردار است. قزاقستان در سال ۱۹۹۷ پایتخت خود را از آلماتی به آستانه (نورسلطان) انتقال داد. هدف از این انتقال، تمرکز بر توسعه مناطق شمالی و مرکزی کشور و همچنین بهبود امنیت ملی بود. آستانه به عنوان یک پایتخت مدرن ساخته شد و نقش مهمی در رشد اقتصادی و توسعه کشور ایفا کرد. دولت میانمار نیز در سال ۲۰۰۵ پایتخت خود را از یانگون به نایپیداو منتقل کرد. این انتقال با هدف افزایش امنیت و کنترل بیشتر پایتخت به دلیل نزدیکی نایپیداو به مرز‌های استراتژیک و همچنین توسعه مناطق مرکزی کشور انجام شد.  

نیجریه در سال ۱۹۹۱ پایتخت خود را از لاگوس به آبوجا منتقل کرد. دلیل اصلی این انتقال تمرکز بر مرکزیت جغرافیایی آبوجا بود که دسترسی بهتری برای مردم از مناطق مختلف کشور فراهم می‌کرد. آبوجا همچنین از لحاظ تراکم جمعیت و مسائل امنیتی گزینه بهتری نسبت به لاگوس بود. مصر نیز در حال انتقال پایتخت اداری خود از قاهره به یک شهر جدید است که هنوز به طور کامل نامگذاری نشده است. هدف اصلی این انتقال کاهش فشار‌های جمعیتی و ترافیکی قاهره و انتقال زیرساخت‌های دولتی به یک منطقه مدرن‌تر و کمتر متراکم است. در آخرین مورد نیز می‌توان به اندونزی اشاره کرد که همزمان با روز استقلال این کشور پایتخت را از جاکارتا به نوسانتارا انتقال داد. تمامی این تجربیات در کشور‌های مختلف پروسه‌های زمان‌بر بوده که منابع و هزینه‌های بسیاری را به خود اختصاص داده است. این در شرایطی است که طرح چنین موضوعی در ایران امری است که بیشتر شبیه به حل صورت مسئله به نظر می‌رسد چراکه به‌رغم وجود تمام معضلات در تهران، تجربه‌های بین‌المللی متعددی وجود دارند که منجر به حل معضلات شهر‌های بزرگ شده‌اند و بررسی تجربیات کشور چین در مدیریت شهر‌های پرجمعیت موردی است که می‌تواند الگوی دولت مردان ایران قرار گیرد.

چین به عنوان یکی از پرجمعیت‌ترین کشور‌های جهان با شهر‌های بزرگ و پرتراکم، طی چند دهه اخیر تلاش‌های گسترده‌ای برای اصلاح معضلات شهری و دستیابی به توسعه پایدار انجام داده است. توسعه سریع صنعتی و رشد اقتصادی چین به مشکلاتی مانند آلودگی هوا، ترافیک سنگین، کمبود منابع و توزیع نابرابر زیرساخت‌ها منجر شد. در پاسخ به این چالش‌ها، چین سیاست‌ها و راهبرد‌های مختلفی را برای توسعه پایدار شهری در پیش گرفته است. چین به طور گسترده در فناوری‌های دیجیتال سرمایه‌گذاری کرده است تا شهر‌های هوشمند ایجاد کند. این شهر‌ها از تکنولوژی‌هایی نظیر اینترنت اشیا (IoT)، هوش مصنوعی و داده‌های بزرگ (Big Data) برای مدیریت منابع شهری و بهبود کیفیت زندگی استفاده می‌کنند. شهر‌هایی مانند شانگ‌های و شنژن از سیستم‌های هوشمند برای مدیریت ترافیک، بهینه‌سازی مصرف انرژی و کاهش آلودگی هوا بهره می‌برند. یکی از راه‌های کلیدی که چین برای کاهش تراکم ترافیکی و آلودگی هوا دنبال کرده، توسعه گسترده سیستم‌های حمل‌ونقل عمومی است. پکن، شانگ‌های و گوانگجو دارای شبکه‌های گسترده‌ای از مترو، اتوبوس‌های برقی و قطار‌های سریع‌السیر هستند که تردد روزانه میلیون‌ها نفر را تسهیل می‌کند. علاوه بر این، شهر‌ها به توسعه دوچرخه‌های اشتراکی و خدمات حمل‌ونقل الکترونیکی نیز توجه دارند.  

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *