در همه برهههای زندگی، در هر سنی که باشیم، عملا در دو محیط جداگانه زندگی میکنیم. منظورم این است که همزمان که در محیط خانواده زندگی میکنیم، بهصورت موازی در مکانهایی اجتماعی مثل دانشگاه، مدرسه یا محیط کار هم در حال گذراندن زندگی روزمره هستیم. انتخاب محیط خانوادگی هیچگاه بر عهده ما نبوده است. از هیچکسی قبل از تولدش نظرسنجی نکردهاند که دوست دارد به محض بازکردن چشمانش در دنیا، در چه خانوادهای باشد. همه ما بهصورت اتفاقی، یا حتی شانسی، در خانه و خانوادههایی به دنیا آمدهایم که هیچ نقشی برای انتخابشان نداشتیم.
اما حداقل خوبی جهان این است که تاحدی زندگیکردن در محیط دوم را به عهده و انتخاب خودمان گذاشته است. ما میتوانیم انتخاب کنیم که زندگی اجتماعیمان را به چه سمتی ببریم. میتوانیم محیط اجتماعی مطلوب خودمان را انتخاب کنیم و ترجیح دهیم در چه محیطی درس بخوانیم یا کار کنیم. از آنجا که ما مدت زمان زیادی از سن و سال خودمان را در محیط مدرسه میگذرانیم و این مدرسه است که شاکله شخصیت اجتماعیمان را شکل میدهد، پس انتخاب یک مدرسه خوب سختی و ظرافتهای خودش را دارد. شاید بهخاطر همین است که یکی از پراسترسترین وظایف والدین ما، انتخاب مدرسه برای ماست. و شاید برای همین است که ما از یک سنی به بعد تلاش میکنیم از خلال انتخابی که والدینمان برای مدرسههای ما میکنند، ایدئالهای خودمان را پیدا کنیم و سعی کنیم اهدافمان را بر اساس همان ایدئال پیش ببریم. پس انتخاب مدرسه مطلوب باید چگونه باشد؟ یا اصلا از نظر ما چه مدرسهای، مدرسه خوبی است؟ در این گزارش علاوهبر نوجوانان، سراغ والدینشان هم رفتهایم و با آنها در رابطه با «مدرسه خوب» حرف زدهایم.
