الگویی برای همه ما که با کلمه و تصویر محشوریم

آقای مسعود مهرابی عزیز، از من خواسته شده تا اینجا در اصفهان برای یک روزنامه خوش‌نام درباره شما بنویسم. حالا از خود می‌پرسم چرا نوشتن درباره شما باید یک دلیل تلخ و غم‌انگیز داشته باشد؟! صبح دوشنبه دهم شهریور 1399 در یک گروه دوستانه تلگرامی خواندم که: «مسعود مهرابی فوت کرد». می‌بینید آقای مهرابی، چه بی‌رحمانه و بی‌محابا خبر بر سر ما آوار شد. باور کنیم؟! می‌گویند در خواب شبانه به ناگهان قلبتان از حرکت بازایستاده! به همین سادگی آقای مهرابی؟! خیلی از ما دوستدارانتان که بیش از سه دهه خواننده ماهنامه سینمایی فیلم یا همان مجله فیلم بودیم تازه بعد از رفتنتان اطلاع یافتیم که این اواخر قادر به استفاده از دست‌هایتان نبودید.

آقای مسعود مهرابی عزیز، از من خواسته شده تا اینجا در اصفهان برای یک روزنامه خوش‌نام درباره شما بنویسم. حالا از خود می‌پرسم چرا نوشتن درباره شما باید یک دلیل تلخ و غم‌انگیز داشته باشد؟! صبح دوشنبه دهم شهریور 1399 در یک گروه دوستانه تلگرامی خواندم که: «مسعود مهرابی فوت کرد». می‌بینید آقای مهرابی، چه بی‌رحمانه و بی‌محابا خبر بر سر ما آوار شد. باور کنیم؟! می‌گویند در خواب شبانه به ناگهان قلبتان از حرکت بازایستاده! به همین سادگی آقای مهرابی؟! خیلی از ما دوستدارانتان که بیش از سه دهه خواننده ماهنامه سینمایی فیلم یا همان مجله فیلم بودیم تازه بعد از رفتنتان اطلاع یافتیم که این اواخر قادر به استفاده از دست‌هایتان نبودید.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *