اقتصاد جهان گروگان تجاوز؛ پیامدهای دومینوی یک اشتباه استراتژیک

وقتی شریان عبور ۲۰ درصد انرژی جهان هدف قرار می‌گیرد، دیگر صحبت از یک تصمیم نظامی محدود نیست؛ بلکه پای یک بحران تمام‌عیار اقتصادی در میان است که می‌تواند معادلات جهانی را از نو تعریف کند.
تنگه هرمز
وقتی شریان عبور ۲۰ درصد انرژی جهان هدف قرار می‌گیرد، دیگر صحبت از یک تصمیم نظامی محدود نیست؛ بلکه پای یک بحران تمام‌عیار اقتصادی در میان است که می‌تواند معادلات جهانی را از نو تعریف کند.

به گزارش خبرگزاری آنا، حدود یک‌پنجم انرژی جهان، هر روز از گذرگاهی عبور می‌کند که عرض آن در باریک‌ترین نقطه به کمتر از ۴۰ کیلومتر می‌رسد؛ تنگه‌ای که نامش با ثبات اقتصاد جهانی گره خورده است: هرمز. اکنون تصور کنید در همین نقطه، جریان طبیعی تجارت مختل شود؛ نه به‌صورت تدریجی، بلکه با یک تصمیم سیاسی-نظامی که مستقیماً شریان حیاتی انرژی جهان را هدف می‌گیرد. اینجا دقیقاً همان نقطه‌ای است که تحلیل آغاز می‌شود.

تصمیم ایالات متحده برای اعمال محاصره دریایی، در ظاهر یک اقدام محدود و هدفمند معرفی می‌شود تا ترامپ را از منجلاب فشار افکار عمومی آمریکا و جهان برهاند؛ اما در واقعیت، تأثیرات آن بسیار فراتر از یک اقدام تاکتیکی است. بازار‌های جهانی، برخلاف تصورات ساده‌انگارانه، به «احتمال بحران» واکنش نشان می‌دهند، نه صرفاً وقوع آن. به همین دلیل، حتی پیش از اجرای کامل چنین سیاستی، قیمت‌ها شروع به افزایش یافته‌اند، بیمه‌های حمل‌ونقل گران‌تر شده است و شرکت‌های کشتیرانی مسیر‌های خود را تغییر داده‌اند. این یعنی، پیش از بحران واقعی هزینه به اقتصاد جهانی تحمیل شده است.

اما داستان به همین‌جا ختم نمی‌شود. افزایش قیمت نفت، تنها یک عدد در تابلوی معاملات نیست؛ این افزایش، به‌صورت مستقیم در زندگی روزمره مردم جهان ترجمه می‌شود. از قیمت سوخت گرفته تا هزینه حمل کالا، از تولید صنعتی تا قیمت مواد غذایی، همه و همه به این متغیر وابسته‌اند. به بیان ساده‌تر، هر بشکه نفتی که دیرتر به مقصد برسد یا گران‌تر معامله شود، زنجیره‌ای از فشار‌های اقتصادی را در سراسر جهان فعال می‌کند.

منبع  : خبرگزاری آنا

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *