
بهعنوان نمونه، آقای فواد ایزدی بهتازگی در یک برنامه تلویزیونی مدعی شده است که اگر ایران تنگه هرمز را برای دو ماه دیگر بسته نگه میداشت، قدرت چانهزنیاش مضاعف میشد و آنگاه میتوانست امتیازات بیشتری از آمریکا دریافت کند.
متأسفانه سالهاست بخشی از جریانهای تندرو در ایران این تصور را ترویج میکنند که هرگاه صادرات انرژی از تنگه هرمز با اختلال مواجه شود، غرب ناچار خواهد شد در برابر ایران عقبنشینی کند و مطالبات تهران را بپذیرد.
همین تحلیلها را در تابستان ۱۴۰۱ نیز شاهد بودیم. در آن زمان، با آغاز جنگ اوکراین و بحران انرژی اروپا، برخی کارشناسان و چهرههای رسانهای نزدیک به این جریان مدعی بودند که «زمستان سخت» در انتظار اروپاست،حتی امیرحسین ثابتی نماینده فعلی مجلس نوشت قیمت نفت به ۱۸۰ یا حتی ۲۰۰ دلار خواهد رسید و کشورهای غربی ناچار خواهند شد برای تأمین انرژی خود به ایران امتیازهای گستردهای بدهند.
اما واقعیت چه بود؟ واقعیت این بود که قیمت انرژی در اروپا افزایش یافت، هزینههای اقتصادی نیز بالا رفت، اما نه اروپا فروپاشید و نه غرب تسلیم خواستههای ایران شد. کشورهای اروپایی با مجموعهای از سیاستها شامل تنوعی علیه خود ایران فراهم کند.
مشکل اصلی این نوع تحلیلها آن است که پیچیدگی اقتصاد جهانی را به یک فرمول ساده و دمدستی و خام تقلیل میدهند: «قیمت نفت بالا میرود، پس غرب تسلیم میشود.» تجربههای چند دهه گذشته نشان داده است که روابط بینالملل به این سادگی نیست. نه بحران انرژی اروپا در سال ۱۴۰۱ باعث تسلیم غرب شد و نه هر شوک نفتی الزاماً به معنای افزایش قدرت چانهزنی ایران است.
ضروری است تحلیلگران پیش از ارائه نسخههای پرهزینه، آثار آن را بر منافع ملی، اقتصاد داخلی و امنیت کشور بسنجند. تحلیلهایی که بر پایه آرزوها و شعارها شکل میگیرند، نهتنها کمکی به حل مسائل کشور نمیکنند، بلکه میتوانند تصمیمگیران را به سمت سیاستهایی سوق دهند که هزینههای سنگینی برای مردم و منافع ملی به همراه داشته باشد
.
1717
