
اقتصاد۲۴- میرا قربانی فر – سال ۱۴۰۳ را باید سال نفس گیری برای ایرانیان دانست. روند تحولات داخلی، منطقهای و جهانی چنان بود که شاید بار دیگر بتوان تعبیر هر ۸ ساعت یک بحران را برای آن به کار برد و در همین حال یکی از بزرگترین دورانهای ناترازی انرژی برای ایران رقم خورد، صنایع به تعطیلی کشیده شدند و مدارس و ادارات برای روزها به تعطیلات اجباری رفتند. در چنین شرایطی، اما سال ۱۴۰۴ را با تورم لجام گسیخته، ادامه کسری در حوزه برق و آب و بحرانهای بودجه و تحریمهای سخت آغاز میکنیم.
برای واکاوی آنچه میتواند پیش روی ایران در سال جدید باشد نظرات مهدی پازوکی اقتصاددان و استاد سابق دانشگاه علامه طباطبایی را جویا شدیم. مشروح گفتوگو این تحلیل گر اقتصادی را با اقتصاد ۲۴ در ادامه میخوانید.
**سال ۱۴۰۳ سال خیلی عجیبی در تاریخ ایران بود و چه در سیاست خارجی و چه سیاست داخلی با اتفاقهای عجیبی مواجه شدیم. حال با این شرایط موجود، شش هفت ماهی که از دولت گذشت را چطور ارزیابی میکنید؟ از منظر اقتصادی چطور پیش رفت و چطور میتوانست و چهکار میتوانست با توجه به ناترازیهای انرژی، بحرانهایی که داشت بکند؟ و این که با توجه به رویکردش در سیاست خارجی، آیا راه دیگری غیر از مسیری که پیش رفت، داشت؟
– در حال حاضر مهمترین مشکل اقتصادی که در سال ۱۴۰۳ اقتصاد ایران دچارش شده بیثباتی اقتصادی است.
مهمترین شاخص بیثباتی، نرخ فزاینده تورم است؛ بنابراین دولت اگر بتواند تورم را کنترل کند، قطعا میتواند بیثباتی اقتصادی را بهشدت کاهش دهد و اقتصاد را به سمت ثبات حرکت دهد.
نکته این است که کنترل این بیثباتی اقتصادی و کنترل تورم به دو مسئله برمیگردد و یکی انتظارهای تورمی است. این یعنی وقتی سیاست خارجی شما بسته است، وقتی با دنیا تعامل ندارید، وقتی در بازارهای بین المللی نقش آنچنانی ندارید، این به معنی و مفهوم آن است که سیاست خارجی در خدمت اقتصاد و توسعه کشور نیست.
به بیان سادهتر، معنی و مفهومش این است که اقتصاد ایران در گرو سیاست است به خصوص سیاست خارجی؛ بنابراین در اقتصاد بسته، نرخ تورم قطعا فزاینده است، چرا که انتظارهای تورمی بالاست.
نمونهاش میتوان برجام را مثال زد. در برجام، این نبود که دولت آقای روحانی مثلا فیل هوا کرده باشد. همین که مردم دیدند مذاکره با غرب رخ داده، همین چیده شدن میز مذاکره منتج به این شد که انتظارهای تورمی بهشدت کاهش پیدا کرد.
الان وقتی میگویند با دنیا مذاکره نمیکنیم، این وضعیت بحرانی میشود و ببینید معنی و مفهومش این است که چه دلمان بخواهد و چه نخواهد، با حدود سی درصد جی دی پی جهان آمریکا بزرگترین اقتصاد جهان است. یعنی سی درصد تولید ناخالص داخلی جهان را بهتنهایی آمریکا تولید میکند. آمریکا اولین قدرت است، بعد چین است، سوم آلمان، چهارم ژاپن و پنجم هند است؛ بنابراین همین فقدان مذاکره در سیاست خارجی مستقیم خود را در اقتصاد نشان میدهد و برای کاهش انتظارهای تورمی نیز ما نیاز داریم که اقتصاد ایران باز شود و با دنیا تعامل داشته باشد. دومین نکته اصلاحات اقتصادی داخلی است و اولین اصلاحات، اصلاح سند بودجه است.
