افسانه 16 ساله را به خانه باغ بردیم ولی …/اعتراف عجیب یک پسر

آشنایی من و افسانه خیلی اتفاقی بود. او که خانواده ای مستضعف و محروم دارد صادقانه دلبسته حرف های احساسی ام شد و ما با قول و قرار ازدواج ۳ ماه رابطه تلفنی داشتیم. در این مدت دوستم وسوسه ام می کرد که این دختر بیچاره را به محلی خلوت بکشانم و سرش کلاه بگذارم.

آشنایی من و افسانه خیلی اتفاقی بود. او که خانواده ای مستضعف و محروم دارد صادقانه دلبسته حرف های احساسی ام شد و ما با قول و قرار ازدواج ۳ ماه رابطه تلفنی داشتیم. در این مدت دوستم وسوسه ام می کرد که این دختر بیچاره را به محلی خلوت بکشانم و سرش کلاه بگذارم.

افسانه 16 ساله را به خانه باغ بردیم ولی .../اعتراف عجیب یک پسر

به گزارش رکنا، با این که نمی خواستم در این حد مرتکب گناه بشوم اما تحت تاثیر حرف های تحریک آمیز دوستم نقشه ای کشیدیم و دختر بیچاره را به بهانه گفت وگو و تصمیم گیری برای ازدواج به خانه باغ کشاندم.

منبع : سازمان خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (سیتنا)

برای مشاهده متن کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *