افسانه‌ها، اسطوره‌های مینیاتوری

اولین نشست از سلسله نشست‌های بررسی ارتباط متقابل فرهنگ‌عامه و گستره‌های اجتماعی بانام «شیوه ما مردمان» با تأکید بر ادبیات عامه اصفهان و با حضور الهام سعادت پژوهشگر و اسطوره‌شناس به همت موزه عصارخانه شاهی وابسته به سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان برگزار شد.

اولین نشست از سلسله نشست‌های بررسی ارتباط متقابل فرهنگ‌عامه و گستره‌های اجتماعی بانام «شیوه ما مردمان» با تأکید بر ادبیات عامه اصفهان و با حضور الهام سعادت پژوهشگر و اسطوره‌شناس به همت موزه عصارخانه شاهی وابسته به سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان برگزار شد.

الهام سعادت در این نشست با اشاره به اسطوره و نظریه‌های مطرح‌شده درباره فولکلور، اظهار کرد: مسئله موردتوجه ما این است که پژوهشگران با چه زاویه‌هایی با فولکلور برخورد کرده‌اند ضمن اینکه تقسیم‌بندی‌های فولکلور یک بحث مجزا است و من بیشتر  می‌خواهم در این نشست به روش و رویکردهای جهان نسبت به مسئله فولکلور و اول‌ازهمه به تعریف اسطوره بپردازیم.
وی ادامه داد: ما تعریف‌های زیادی از اسطوره شنیدیم که همه می‌تواند درست و همپوشانی داشته و درجاهایی از هم جدا باشد، دیدگاه اول که می‌خواهم با توجه به آن اسطوره را تعریف کنم دیدگاه انسان شناسان ساختارگرا است و ممکن است با بعضی تعریف‌ها همپوشانی داشته و یا با یکدیگر یکی نباشد. برای هر کار علمی درستی که ما بخواهیم انجام دهیم بهترین روش این است که اول یک اتیمولوژی درباره آن لغت داشته باشیم. اتیمولوژی یعنی اینکه بدانیم سیر تاریخی آن لغت چیست تا به‌کل معنا و ژرف‌ساخت در درون آن معنا پی ببریم.
سعادت گفت: همان‌طور که می‌دانیم اسطوره معادل myth یا میت است که این معادل برای «میس» یا «میت» و میسالوژی یا میتالوژی و بر اساس آن اسطوره و اسطوره‌شناسی صورت گرفته و در ادبیات به کار گرفته می‌شود. این دو لغت، هم‌عرض هستند و به‌جای یکدیگر استفاده می‌شوند. برای فهمیدن معنای اسطوره می‌توان  به لغت‌نامه‌های فارسی مراجعه کرد که متوجه خواهیم شد این لغت ریشه عربی دارد و هنگامی‌که ریشه عربی دارد نیازی نیست آن را دنبال کنیم؛ وقتی‌که به لغت‌نامه عربی مراجعه می‌کنیم چند معنی در نظر گرفته‌شده که یکی از این معانی می‌گوید سطر که جمع آن اسطار می‌شود ولی اسطوره مفرد ندارد.
وی تصریح کرد: مورد دیگر این کلمه از ریشه یونانی گرفته‌شده و ریشه آن “history” به معنای تاریخ است. «هیستور» به معنای نظارت، دیدن، شهود و ناظر نیز هست و درواقع کسی بوده است که اخبار کوه المپ را برای پار ناس می‌آورده و نوعی گزارش وقایع بوده است. این لغتی است که  از همان سطح یا هیستور می‌آید. «میتوس» یک کلمه یونانی است که به معنی لب و دهن است و حرف «او» و «اس» در آخر آن منصوب بر لب و دهان است. زمانی که لب می‌زنیم و آواهایی از دهانمان خارج می‌شود به آن «میتوس» می‌گویند و دقیقاً مقابل «لوگوس» قرار می‌گیرد.
این اسطوره‌شناس ادامه داد: «لوگوس» یعنی سخنی که در درونش منطق دارد و زمانی که آن سخن را در ذهنمان گذاشته و با معادلاتی که در ذهنمان است مقابله می‌کنیم متوجه می‌شویم همه استدلال‌ها منطقی و درست است ولی میتوس این‌طور نیست؛ استدلال منطقی درون روایتی دارد و هیچ‌وقت این‌گونه نیست که ما بخواهیم اتفاقات، شخصیت‌ها، فضا و چیزهایی که در اسطوره هست را با منطق بیرون مقایسه کنیم.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *