اسطوره و سینما

درباره محمدعلی همین‌قدر باید گفت که هوک چپش همچون عقیده راستش محکم و استوار بود؛ همچون ستونی که فقط یک اسطوره می‌تواند سنگینی بار «قهرمان‌ماندن» را بر دوش تحمل کند و خود سنگ‌بنایی در دل تاریخ باشد. در بیرون رینگ وجودش الهام‌بخش برای همه کسانی بود که به دنبال حقیقت می‌گشتند و او را نمی‌یافتند؛ تا اینکه سفیدی در دل سیاهی روزها و شب‌های آمریکا پدیدار شد. هرچقدر زندگی داخل رینگ برای حریفانش به چالشی سخت بدل شده بود، در بیرون آن وضعیت برعکس و جنجال‌برانگیز برایش پیش می‌رفت.

درباره محمدعلی همین‌قدر باید گفت که هوک چپش همچون عقیده راستش محکم و استوار بود؛ همچون ستونی که فقط یک اسطوره می‌تواند سنگینی بار «قهرمان‌ماندن» را بر دوش تحمل کند و خود سنگ‌بنایی در دل تاریخ باشد. در بیرون رینگ وجودش الهام‌بخش برای همه کسانی بود که به دنبال حقیقت می‌گشتند و او را نمی‌یافتند؛ تا اینکه سفیدی در دل سیاهی روزها و شب‌های آمریکا پدیدار شد. هرچقدر زندگی داخل رینگ برای حریفانش به چالشی سخت بدل شده بود، در بیرون آن وضعیت برعکس و جنجال‌برانگیز برایش پیش می‌رفت.

«کاسیوس مارسلوس کلی جونیور» فقط دوست داشت «محمدعلی» خطاب شود و اگر کسی، به‌خصوص حریفی، او را با نامی که دوست داشت صدا نمی‌زد، گویا گور خود را کنده بود…آغاز فعالیت ورزشی او با مدال طلای بوکس در المپیک 1960 رم نگاه همگان را به سمت او خیره کرد. بعدازآن آموزش بوکس حرفه‌ای را زیر نظر «آنجلو داندی» ادامه داد و هم‌زمان در همان سال‌ها بود که عقاید مذهبی خود را بعد از آشنایی با «الیجا محمد» (سیاست‌مدار ایالت متحده آمریکا) اعلام کرد و به دین اسلام گروید.
اسطوره بوکس جهان در 21 سال زندگی حرفه‌ای خود 56 برد و تنها پنج باخت داشت. در شجاعت بی‌بدیل او امتناع ورزیدن از حضور در ارتش آمریکا در 1966 برای مقابله و جنگ علیه ویتنام را می‌توان شروعی از سرکشی‌های او علیه حکومت وقت آمریکا نام برد. این مسئله تا مدت‌ها بر سر زبان همگان بود… محرومیت پنج سال برای محمدعلی، او را به فردی سمپات و کاریزماتیک برای علاقه‌مندان بوکس و هوادارانش بدل کرد.
محمدعلی برای امتناع‌ورزیدن‌هایش دلایلی داشت. او اظهار کرده بود:  ده‌هزار مایل از خانه دور شوم، یونیفرم بر تن کنم و بر سر آدم‌هایی بمب و گلوله بریزم که به من کاکاسیاه نمی‌گفتند و مانند سگ با من رفتار نمی‌کردند؟ نه؛ من ده‌هزار مایل از خانه دور نمی‌شوم که در کشتار و قتل‌عام ملت فقیر دیگری همراهی کنم. کمک نخواهم کرد تا اربابان برده‌دار سفیدپوست سلطه خود را بر مردم تیره‌تر جهان ادامه دهند. امروز چنین شری باید ریشه‌کن شود. به من هشدار داده‌ شده
که با این موضع‌گیری، میلیون‌ها دلار ضرر خواهم کرد؛ اما من این را پیش‌تر گفتم و بازهم می‌گویم؛ دشمن واقعی من همین‌جاست. من دینم، مردمم و خودم را خوار و خفیف نمی‌کنم که ابزاری باشم برای آن‌هایی که می‌خواهند مردمی را که برای عدالت، آزادی و برابری خود می‌جنگند، به بردگی بگیرند. اگر فکر می‌کردم که این جنگ قرار است برای ۲۲میلیون نفر از مردمم آزادی به ارمغان آورد، کسی لازم نبود اعزامم کند، خودم فردا داوطلب می‌شدم. من چیزی برای از دست دادن ندارم و پای باورهایم ایستاده‌ام. زندانی‌ام می‌کنید؟ خب که چی؟ ۴۰۰ سال است که ما اسیر بوده‌ایم. چهارپنج سال بیشتر را هم دوام می‌آورم. این موضوع به همراه مبارزه‌های قهرمانانه او، به‌خصوص جدال نفس‌گیر در پانزده راند با «جو فریزر»، از او وجهی دراماتیک ساخت تا به امروز بشود از او صحبت کرد و زندگی و احوالاتش را مرور کرد؛ اما سینما بهترین ثبت‌کننده تاریخ برای خلق لحظه‌های دراماتیک بود. در زیر به بخشی از فیلم‌هایی که بار دیگر چهره محمدعلی کلی را برای مخاطبان سینما خلق کرد، اشاره می‌کنیم:

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *