اسطوره ها نمی‌میرند!

روزی هزار بار می‌آمدند جلوی چشمم و می‌رفتند. روزی هزار بار با خودم مرورشان می‌کردم؛ همان روزهایی که بهت‌زده اخبار سوریه را دنبال می‌کردم؛ همان روزهایی که خبر اشغال شهربه‌شهر سوریه توی دهان می‌چرخید و همه‌جا را رعب‌ووحشت گرفته بود؛ همان روزها بود که تصویر آن بچه یکی‌دوساله مدام جلوی چشم‌هایم بود.

روزی هزار بار می‌آمدند جلوی چشمم و می‌رفتند. روزی هزار بار با خودم مرورشان می‌کردم؛ همان روزهایی که بهت‌زده اخبار سوریه را دنبال می‌کردم؛ همان روزهایی که خبر اشغال شهربه‌شهر سوریه توی دهان می‌چرخید و همه‌جا را رعب‌ووحشت گرفته بود؛ همان روزها بود که تصویر آن بچه یکی‌دوساله مدام جلوی چشم‌هایم بود.

اسطوره ها نمی‌میرند!

به گزارش اصفهان زیبا؛ روزی هزار بار می‌آمدند جلوی چشمم و می‌رفتند. روزی هزار بار با خودم مرورشان می‌کردم؛ همان روزهایی که بهت‌زده اخبار سوریه را دنبال می‌کردم؛ همان روزهایی که خبر اشغال شهربه‌شهر سوریه توی دهان می‌چرخید و همه‌جا را رعب‌ووحشت گرفته بود؛ همان روزها بود که تصویر آن بچه یکی‌دوساله مدام جلوی چشم‌هایم بود.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *