استادان از سرعت من در تحصیل شگفت‌زده می‌شدند!

بی‌تردید نیلِ سریع به مراتب بالای علمی در حوزه‌های علمیه، ناشی از انگیزه فراوان و تلاش گسترده است که شهید خامنه‌ای به تمامی از آن برخوردار بود. وی با پشتکار بسیار و نظارت جدی پدر، موفق شد ادوار مقدمات و سطح را در پنج سال و نیم به پایان ببرد و اسباب تعجب برخی استادان را فراهم سازد. وی در این مدت، کمتر روزی را به تعطیلی و توقف سپری می‌ساخت و همواره به آموختن مشغول بود

بی‌تردید نیلِ سریع به مراتب بالای علمی در حوزه‌های علمیه، ناشی از انگیزه فراوان و تلاش گسترده است که شهید خامنه‌ای به تمامی از آن برخوردار بود. وی با پشتکار بسیار و نظارت جدی پدر، موفق شد ادوار مقدمات و سطح را در پنج سال و نیم به پایان ببرد و اسباب تعجب برخی استادان را فراهم سازد. وی در این مدت، کمتر روزی را به تعطیلی و توقف سپری می‌ساخت و همواره به آموختن مشغول بود

جوان آنلاین: برحسب آنچه تاکنون، و‌فق پیش گفته‌های رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله‌العظمی‌سیدعلی خامنه‌ای (قده) مورد بازخوانی قرار داده‌ایم، آن بزرگ در آغاز نوجوانی به سلک روحانیت درآمد و به دلیل هوش و استعداد سرشار در ۱۸ سالگی دوره سطح را به پایان رساند و رهسپار دروس خارج فقه و اصول گشت. آنچه در مقال پی آمده مورد خوانش تحلیلی قرار می‌گیرد، مراحل تحصیلی امامِ شهید بر بنیاد خاطرات ایشان است، امید آنکه علاقه‌مندان را مفید و مقبول آید. 

تحصیل در دوره‌ای که «جدایی دین از جامعه» حکومت می‌کرد

آیت‌الله‌العظمی‌سیدعلی خامنه‌ای، رهبر شهید انقلاب اسلامی در دوره‌ای دشوار از حیات روحانیت در تاریخ معاصر ایران، به این سِلک درآمد. در آن مقطع فشار فرهنگی، اجتماعی و سیاسی بر این قشر فراوان بود که ریشه‌های آن را باید در پیشینه و رویکرد‌های سیاسی آنان جست‌و‌جو کرد. راوی شهید در اشارت به شمه‌ای از این گذشته، تصویری روشن از علل ستیزه حکومت‌های وابسته و روشنفکران همسو با آنان با روحانیان به دست داده است:

«روحانیون مسئولیت دفاع از اسلام را در برابر هرگونه انحراف در جامعه دارند و وظیفه خود می‌دانند که علیه سلطه هر ستمگر یا بیگانه‌ای بر جامعه اسلامی مبارزه کنند. آنان بر مبنای این مسئولیت، در تاریخ معاصر ایران مواضع سرسختانه‌ای در برابر اشغالگران و طاغوت‌ها و خودکامگان داشته‌اند. در عصر جدید، موضع میرزای قمی در قبال روس‌ها از این جمله است. او در زمان عباس میرزا، پسر فتحعلی‌شاه که با روس‌ها می‌جنگید، فتوای مشهور خود را در رساله‌اش به نام رساله عباسیه صادر کرد. عباس میرزا، نسبتاً فرد صادق و درستی بود و خائن به میهن نبود، همچنین موضع مرجعیت دینی در واقعه تنباکو یا موضع علمای دین در جنبش مشروطه یا برای نمونه، موضع مرحوم مدرس را درنظر بگیرید. مدرس در نخستین دوره مجلس شورا، نامزد نمایندگی از اصفهان شد و با کسب اکثریت قاطع آرا به عنوان یکی از پنج فقیهی وارد مجلس شد که حق ممانعت از تصویب قوانین مخالف شریعت اسلام را دارا بودند. در دوره دوم مجلس نیز از شهر تهران نامزد نمایندگی شد و بیشترین تعداد آرای انتخاب‌کنندگان را به دست آورد و به همین ترتیب در انتخابات دوره‌های سوم و چهارم، … که در دوره چهارم، حکومت و قدرت از قاجاریه به پهلوی منتقل شد. مدرس با این امر و همچنین بعداً با عملکرد رضاخان پهلوی نیز مخالفت کرد. در انتخابات دوره پنجم، مدرس خود را نامزد می‌کند ولی نتیجه آرا که بیرون می‌آید، یک رأی هم برای مدرس دیده نمی‌شود! مدرس صدای خود را بلند می‌کند و می‌گوید: من خودم که به خودم رأی دادم، پس همان یک رأی خودم چه شد؟! از این نمونه‌ها درمی‌یابیم که روحانیون از نفوذ اجتماعی گسترده‌ای برخوردار بوده‌اند و موضع‌گیری‌های‌شان بر مبنای اصولی بود که امت اسلامی به آنها اعتقاد داشت و مقدس می‌شمرد و در راه آنها از جان دریغ نمی‌ورزید. این اصول، ستم و غارت و چپاول و تسلیم در برابر بیگانه را مردود می‌شمارد. از این روی، طاغوتیان برای منزوی کردن روحانیت در جامعه و جدا کردن آنها از همه عرصه‌های زندگی- از جمله زندگی سیاسی- نقشه می‌کشیدند. آنها برای رسیدن به این هدف، به هر راهی حتی کشتن و زندانی و تبعید کردن علما نیز متوسل شدند. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *