
شفقنا- دکتر مریم زارعیان جامعه شناس در روزنامه دنیای اقتصاد نوشت: اقتصاد ایران در سالهای اخیر با واقعیتهایی مواجه بوده که نمیتوان آنها را انکار کرد؛ تورم مزمن، کاهش قدرت خرید، افزایش نااطمینانی، افت سرمایهگذاری و فرسایش تدریجی رفاه خانوارها واقعیتهای عینی اقتصاد ایران هستند و هر تحلیلی که آنها را نادیده بگیرد، از واقعیت فاصله گرفته است.
اما در کنار این واقعیت عینی، پدیده دیگری نیز شکل گرفته است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است، فاصله گرفتن ادراک اجتماعی از واقعیت اقتصادی. به بیان دیگر، جامعه نه فقط وضعیت را نامطلوب میداند، بلکه در مواردی آن را به مراتب نامطلوبتر از آنچه هست تصور میکند. این تمایز، از منظر اقتصاد سیاسی و جامعهشناسی، اهمیتی کمتر از خود متغیرهای اقتصادی ندارد. اقتصاد تنها با متغیرهای عینی اداره نمیشود؛ انتظارات نیز بخشی از واقعیت اقتصادی هستند. تصمیم مردم برای مصرف، سرمایهگذاری، پسانداز، خرید دارایی یا حتی مهاجرت، تنها تابع درآمد، تورم یا نرخ ارز نیست، بلکه به برداشتی بستگی دارد که از آینده دارند. از این منظر، ادراک اجتماعی صرفا بازتاب وضعیت اقتصادی نیست، بلکه خود به یکی از متغیرهای اثرگذار بر عملکرد اقتصاد تبدیل میشود. هنگامی که انتظارات جمعی از واقعیت فاصله بگیرد، رفتارهای اقتصادی نیز متناسب با همان ادراک تغییر میکند و این تغییر رفتار میتواند بر متغیرهای واقعی اقتصاد اثر بگذارد.
روانشناسی اجتماعی نیز توضیح میدهد که ذهن انسان به طور طبیعی وزن بیشتری به اخبار و تجربههای منفی میدهد. «سوگیری منفی» باعث میشود اطلاعات ناخوشایند بیش از اطلاعات مثبت دیده، باور و بازنشر شوند. در کنار آن، شبکههای اجتماعی با تقویت محتوای هیجانبرانگیز، این سوگیری طبیعی را تشدید میکنند. نتیجه آن است که روایتهای مبتنی بر بحران، حتی اگر بخشی از واقعیت باشند، به تدریج جای کل واقعیت را میگیرند. پیامد این فرآیند، شکلگیری نوعی فضای ذهنی است که در آن، تصویر جامعه از شدت بحران، از خود بحران بزرگتر میشود. در چنین شرایطی، ناامیدی دیگر صرفا یک احساس فردی نیست؛ به تدریج به یک هنجار اجتماعی تبدیل میشود؛ هنجاری که در آن، ابراز رضایت، امید یا احساس آرامش، رفتاری نامتعارف تلقی میشود.
