راهنمای درستی در زندگی ام نداشتم و همواره فکر می کردم در ماجرای ازدواجم نقشی نداشته ام و دیگران برای من تصمیم گرفته اند خودم را یک سر و گردن بالاتر از همسرم می دانستم با آن که با کمکهای او به دانشگاه راه یافته ام و تا مقطع کاردانی ادامه تحصیل دادم ولی دختر مغروری بودم که در نهایت نیز زندگی شیرینم را با دستان خودم متلاشی کردم و در دام جوان شیطان صفتی قرار گرفتم که …

به گزارش رکنا، زن 20 ساله با بیان این که غرور بی جا و پایبند نبودن به عقاید مذهبی و همچنین بلند پروازی هایم در زندگی مرا به ورطه نابودی کشاند درحالی که از یک رسوایی بزرگ زجر می کشید به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری الهیه مشهد گفت: 14 بهار از عمرم گذشته بود که با «کریم» ازدواج کردم با وجود این که با رضایت قلبی خودم پای سفره عقد نشسته بودم ولی احساس می کردم پدر و مادرم خیلی زود مرا شوهر داده اند و من می توانستم در آینده ادامه تحصیل بدهم و با فردی شایسته تر از کریم ازدواج کنم.
