احوالات جبین پرچین معلم

«مدیر یکی از مدارس دولتی در مراسله‌ای به اداره ما می‌نویسد، «تهدید» به معنای ترساندن را «تحدید» به معنای حد قراردادن انشا می‌کند و از همه مضحک‌تر انشای خیلی بد اوست که یکی از عبارات مراسله‌اش چنین است: اما راجع به بی قولی بنده، زیارت این کلمه در نهاد من تشعشع (!) غریبی نمود. ناظم یکی از مدارس اصفهان هم در مراسله‌ای که به عنوان یکی از دوستان خود ارسال داشته است «واضح» را «واظح» و «ارائه» را «اراء» می‌نویسد!»

«مدیر یکی از مدارس دولتی در مراسله‌ای به اداره ما می‌نویسد، «تهدید» به معنای ترساندن را «تحدید» به معنای حد قراردادن انشا می‌کند و از همه مضحک‌تر انشای خیلی بد اوست که یکی از عبارات مراسله‌اش چنین است: اما راجع به بی قولی بنده، زیارت این کلمه در نهاد من تشعشع (!) غریبی نمود. ناظم یکی از مدارس اصفهان هم در مراسله‌ای که به عنوان یکی از دوستان خود ارسال داشته است «واضح» را «واظح» و «ارائه» را «اراء» می‌نویسد!»

این جملات ابتدایی مقاله روزنامه اخگر به تاریخ ششم آبانماه 1308 هجری شمسی، چاپ اصفهان است که در اولین صفحه روزنامه آمده است. نویسنده سرمقاله که البته نامی از او نیست، در این مطلب و چندین متن دیگر که همگی با عنوان «معارف و معلمین» در پاییز همان سال نگاشته است، قصد اطلاع‌رسانی از شرایط مدارس و آموزش را داشته، اما با شروعی نسبتا طوفانی، مدیر مدرسه‌ای که اتفاقا به روزنامه، نامه‌ای هم نوشته را هدف قرار می‌دهد.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *