
«احمد» تلاشی است برای بازنمایی یکی از حساسترین لحظات تاریخ معاصر ایران؛ ۱۸ ساعت نخست پس از زلزله ویرانگر بم و نقش شهید احمد کاظمی در ساماندهی اولیه امدادرسانی. انتخاب این بازه زمانی محدود در نگاه نخست، تصمیمی هوشمندانه به نظر میرسد، چرا که سینما بیش از هر چیز با لحظه بحران معنا پیدا میکند؛ لحظهای که تصمیم، خطا، تردید و کنش در فشردهترین شکل خود بروز مییابند.
با این حال مسئله اصلی فیلم نه در انتخاب سوژه بلکه در شیوه روایت آن نهفته است؛ جایی که اثر میان سینما و گزارش تاریخی معلق میماند. ربیعی پیشتر نشان داده بود که به سینمای رویدادمحور و شخصیتهای واقعی علاقهمند است، اما در این کار نمایش علاقه به شکلی پر رنگتر به سمت قهرمانسازی سوق پیدا میکند. شخصیت اصلی فیلم، نه به عنوان یک انسان درگیر بحران، بلکه عمدتاً به مثابه نماد کارآمدی، قاطعیت و ایثار تصویر میشود. این رویکرد اگر چه در چارچوب سینمای رسمی و یادمان محور قابل فهم است، اما از منظر درامنویسی به محدود شدن ظرفیتهای روایت میانجامد.
