چه کسی گفته است قهرمانها فقط در خط مقدم ساخته میشوند؟
کتاب «همهفنحریف» نوشته مهدی کاظمی، روایت نوجوانی است که در سالهای انقلاب و دفاع مقدس در آرزوی رفتن به جبهه است، اما در مسیر تجربه و رشد، معنای تازهای از قهرمانی را میآموزد.
کتاب «همهفنحریف» نوشته مهدی کاظمی، روایت نوجوانی است که در سالهای انقلاب و دفاع مقدس در آرزوی رفتن به جبهه است، اما در مسیر تجربه و رشد، معنای تازهای از قهرمانی را میآموزد.
این فیلم در مورد زنی است به نام الهام که یک هدف دارد: ثبت رکورد گینس با دستان بسته در آب های آزاد و برای رسیدن به این هدف با مشکلاتی رو به رو می شود.
این فیلم داستان دو کشتیگیر جوان را روایت میکند که برای قهرمانی در سطح منطقه خود، کشتی میگیرند. یکی از جوانان برای رسیدن به قهرمانی به راهکارهای ناجوانمردانه و غیرورزشی روی میآورد و دیگری با تمرین و ممارست خود را برای این حضور در این رقابت آماده میکند.
رفاقت شهید حاج احمد کاظمی و سپهبد شهید حاجقاسم سلیمانی زبانزد بود. این دو شهید به همراه محمدباقر قالیباف که فرمانده سه لشکر از لشکرهای مهم در دوران دفاع مقدس بودند، دوستی خود را از زمان جنگ حفظ کرده و برای شهادت لحظهشماری میکردند. احمد کاظمی از دو دوست دیگرش پیشی گرفت و 14 سال زودتر از حاجقاسم به رفقای شهیدش پیوست. شهادت احمد کاظمی برای سردار سلیمانی اتفاقی ناگوار و تکاندهنده بود. آنچه در ادامه آمده، برخی از خاطرات سردار شهید حاجقاسم سلیمانی از رفاقتش با سردار شهید حاجاحمد کاظمی، فرمانده لشکر هشت نجف اشرف، در زمان جنگ است؛ رفاقتی که البته و به اذعان حاج قاسم و خیلیهای دیگر دوطرفه بوده است؛ آنجا که میگوید: «ما با احمد خیلی رفیق بودیم.
«حاج حسن» ده سال از «حاج احمد» بزرگتر است و پسر دوم خانواده «کاظمی نجفآبادی»! با اینکه شانزده سال از رفتن برادرش میگذرد، شروع به حرفزدن که میکند، انگار همین دیروز بوده که تلویزیون را روشن میکند و دنیا روی سرش خراب میشود… «دقایقی پیش، با سقوط یک هواپیمای نظامی در مناطق شمالغرب کشور، جمعی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران به شهادت رسیدند. حاج احمد کاظمی، فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران، ازجمله سرنشینان این هواپیما بوده است.» آنچه در ادامه میخوانید، روایت سالها برادری احمد و حسن است…!