احضار کوروش و فردوسی به شب‌های بمباران / رمزگشایی از قدرت نرم جامعه در عصر اسطوره‌ها و آیین‌ها/ ماشین‌های جنگی در برابر اراده و هویت ایرانی کم آوردند

گروه اندیشه: رضوانه رضایی پور در روزنامه ایران، گفت و گویی انجام داده به نعمت الله فاضلی استاد دانشگاه در باره مواجهه خلاقانه و تجربه عریان مردم ایران در برابر تجاوزهای نظامی آمریکا و اسراییل، و حضور شبانه آنان در میادین شهرهای کشور. از نظر فاضلی جنگ به مثابه یک «آزمایشگاه بزرگ تاریخی» برای سنجش ظرفیت‌های پنهان تمدنی ایران جلوه گر شده است. از با رد فرضیه فروپاشی جامعه، استدلال می‌کند که پذیرش واقعیت استثنایی جنگ، آغاز یک «جراحی اجتماعی» است که سبک زندگی، پیوندهای انسانی و الگوهای مصرف را بازتنظیم می‌کند. بر اساس این تحلیل، جامعه ایران در دل بحران دست به «آشنایی‌زدایی» از توانمندی‌های بومی خود (نظیر پیشرفت‌های پزشکی و ژئوپلیتیک تنگه هرمز) زد و با معکوس کردن روند مهاجرت، به یک خودباوری ملی در برابر حافظه تاریخی شکست‌های قاجاری دست یافت. بزرگ‌ترین دستاورد این دوران، فعال شدن «فناوری‌های ناملموس اجتماعی» و قدرت نرم بود؛ جایی که آیین‌های کهن نوروز و ماه رمضان به بستری برای مقاومت فرهنگی در برابر مرگ تبدیل شدند و واژه «ایران» به عنوان یک ابرسازه عاطفی، لایه‌های پنهان هویت جمعی را بیدار کرد. او در نهایت معتقد است که حضور بی‌سلاح مردم در میدان‌های عمومی و خیابان‌های شب‌زده، خط بطلانی بر نظریه «مرگ انسان در عصر هوش مصنوعی» کشید و برتری اراده انسانی و همبستگی ملی را در جنگ روایت‌ها و ساختارها به اثبات رساند. فاضلی با تشریح مفهوم «قدرت نرم» در تقابل با قدرت سخت نظامی دشمن، ابعاد پنهان مقاومت مدنی و فرهنگی در برابر تجاوز اخیر را واکاوی کرده و از «خودباوری ملیِ بازسازی‌شده» به عنوان مهم‌ترین دستاورد ناملموس این نبرد یاد کرد.» این گفت و گو را در ادامه می خوانید: 

۱۶ خرداد ۱۴۰۵ – ۱۹:۱۶
احضار کوروش و فردوسی به شب‌های بمباران / رمزگشایی از قدرت نرم جامعه در عصر اسطوره‌ها و آیین‌ها/ ماشین‌های جنگی در برابر اراده و هویت ایرانی کم آوردند

گروه اندیشه: رضوانه رضایی پور در روزنامه ایران، گفت و گویی انجام داده به نعمت الله فاضلی استاد دانشگاه در باره مواجهه خلاقانه و تجربه عریان مردم ایران در برابر تجاوزهای نظامی آمریکا و اسراییل، و حضور شبانه آنان در میادین شهرهای کشور. از نظر فاضلی جنگ به مثابه یک «آزمایشگاه بزرگ تاریخی» برای سنجش ظرفیت‌های پنهان تمدنی ایران جلوه گر شده است. از با رد فرضیه فروپاشی جامعه، استدلال می‌کند که پذیرش واقعیت استثنایی جنگ، آغاز یک «جراحی اجتماعی» است که سبک زندگی، پیوندهای انسانی و الگوهای مصرف را بازتنظیم می‌کند. بر اساس این تحلیل، جامعه ایران در دل بحران دست به «آشنایی‌زدایی» از توانمندی‌های بومی خود (نظیر پیشرفت‌های پزشکی و ژئوپلیتیک تنگه هرمز) زد و با معکوس کردن روند مهاجرت، به یک خودباوری ملی در برابر حافظه تاریخی شکست‌های قاجاری دست یافت. بزرگ‌ترین د در آیین‌ها، در شعر، در موسیقی، در ادبیات و در احساس تعلق ملی وجود دارد. جامعه ایران، در این جنگ، نشان داد که چگونه می‌توان از این منابع ناملموس برای مقاومت استفاده کرد.

البته نباید فراموش کرد که جنگ، همچنان سویه‌ای تاریک و دردناک دارد. جنگ یعنی رنج، خون، ویرانی، مهاجرت، اضطراب، فقر و فروپاشی بسیاری از زندگی‌ها. هیچ تحلیلی نباید این واقعیت تلخ را پنهان کند. خانواده‌هایی هستند که عزیزان خود را از دست داده‌اند، کودکانی که با ترس زندگی می‌کنند و انسان‌هایی که آینده خود را در ابهام می‌بینند.

اما اگر قرار باشد بر این سویه تاریک غلبه کنیم، ناچاریم از همان فناوری‌های ناملموس – از فرهنگ، زبان، آیین، تاریخ، امید و همبستگی – بهره بگیریم. همان قدرت نرمی که توانست جامعه را در برابر دشمن مقاوم کند، اکنون نیز باید به یاری ما بیاید تا بتوانیم از دل این بحران، آینده‌ای انسانی‌تر و مقاوم‌تر بسازیم.

۲۱۶۲۱۶

منبع  : خبر آنلاین

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *