پاول کی. پیف1، دانشیار رشته علوم روانشناختی که مدیریت پژوهشکده اخلاق، احساسات و سلسلهمراتب اجتماعی2 در دانشگاه کالیفرنیا در ارواین3 را نیز بر عهده دارد، میگوید: «حتماً لازم نیست که به گرند کنیون4 بروید.» پیف به مطالعه و پژوهش درباره چیزی میپردازد که آن را «خودِ کوچک» مینامد، یعنی اینکه احساس کنید بخشی از چیزی بسیار بزرگتر و همچنین خیلی مهمتر از خودتان هستید.
پژوهشها نشان داده است که غرق در حیرت شدن میتواند برانگیزاننده نوعی حس کوچک بودن شود، حسی که متعاقباً به بخشش و گشادهدستی بیشتر و اشتیاق و آمادگی بالاتر برای کمک کردن به دیگران منجر خواهد شد و بهطورکلی آن دسته از رفتارهایی را که در راستای منافع جمعی هستند، تقویت خواهد کرد؛ اما حس تقلیل یافتن و کوچک شدنی که ما به دنبال آن هستیم خود را در قالب نفرت از خود یا احساس خجلت و شرمساری بروز نمیدهد. پیف میگوید که اگر نگرش و ساختار فکری شما کاملاً متمرکز بر نفس و خود انتقادگر باشد، در این صورت «شما دقیقاً نقطه مرکزی در جهان روانشناختی خود را اشغال میکنید.» چیزی که ما به دنبال آن هستیم این است که از این نقطه محوری فاصله بگیریم و خود را از نو موقعیتیابی کرده و به شکل متفاوتی در چارچوب و پسزمینهای که به آن تعلق داریم تعریف کنیم.
