متأسفانه یکی از بدترین پدیدههای دهههای اخیر و توسعه زندگی شهرنشینی، مشکل سگهای ولگرد است؛ سگهایی که در خیابانها و جادهها رهاشده و زندگی سختی دارند. مشکل این سگها بسیار گسترده است که درخصوص آن بسیار کم کار کردیم و رفع این مشکل نیازمند دیدی چندجانبه است. از دیدگاه زیستمحیطی، این سگها میتوانند به طبیعت صدمات بسیار زیاد و بعضا جبرانناپذیری بزنند. سگهای ولگرد در زمان گرسنگی به سمت حیوانات بسیاری حمله برده و آنها را از بین میبرند. ما گونههایی با نام گونههای مهاجم داریم. این گونهها اصولا به دو طریق در دنیا به وجود میآیند. گونههایی که در یک منطقه از قبل زیست میکردند و به دلیل شرایطی که انسان به وجود میآورد تبدیل به گونه مهاجم میشوند یا گونههایی که در یک نقطه زیستگاهی از قبل نبودند و توسط انسان یا شرایط طبیعی به یک نقطه دیگر برده میشوند.
در آنجا قبلا هیچ اکولوژیکی نداشتند و حالا انفجاری رشد میکنند و به گونه مهاجم تبدیل میشوند. محمدرضا صادقی، فعال برجسته حیاتوحش، در این خصوص میگوید: گونه مهاجم از نوعی که قبلا در زیستگاه بوده و به دلیل شرایطی که انسان به وجود آورده به گونه مهاجم تبدیلشده؛ مثل شغال طلایی در شرق آمریکا. از زمانی که دامداران، گرگ را در شرق آمریکا از بین بردند، شغالهای طلایی به خاطر اینکه دیگر کنترلکننده جمعیتی نداشتند و گرگی که قلمرو طلبی میکرده، دیگر وجود نداشته، توانستند فوران جمعیت کرده، به گونه مهاجم تبدیل و توسط انسان کنترل شوند. آنطور که صادقی میگوید: برای نوع گونه دوم که در زیستگاه از قبل نبوده و اکنون توسط انسان به شرایط طبیعی منطقه برده شده، میتوانیم به گیاه زنبق یا نیلوفر آبی اشاره کنیم که متأسفانه از شرق آسیا به ایران آورده شده و به خاطر شرایطی که در زیستگاه ایران داشته، رشد کرده است. در تالابهای ایران سطح تالاب را میپوشاند، با سرعت زیاد رشد میکند و اجازه نمیدهد نور وارد تالاب شود و البته مشکلات بعدی…اینها پیشمقدمهای برای وجود گونههای مهاجم بود و اینکه سگ ولگرد هم نوعی گونه مهاجم است.
