حزب سیاسی مدرن به معنای «سازمانی متشکل از شهروندان جامعه با اهداف و آرمانهای مشترک و برنامه مشخص و مدون که تلاش میکند با به دست گرفتن قدرت سیاسی از طریق انتخابات، برنامههای خود را محقق سازد و به اهداف تعیینشده دست یابد.» در ایران، پیشینهای چندان دراز ندارد و نخستین تلاشها برای شکلگیری احزاب در قالب فراموشخانه میرزاملکمخان ناظمالدوله و انجمنهای کمابیش مخفی که برای دستیابی به اهداف سیاسی مبارزه میکردند، به دوران سلــطنت ناصرالدینشاه قاجار و کوتاهزمانی قبل از انقلاب مشروطه بازمیگردد.
پیش از آن شاید برخی کارکردهای حزبی را بتوان در پارهای از ایلات و عشایر و دستهبندیهای قومی، مذهبی و صنفی و بهعنوانمثال در فداییان اسماعیلی و طوایف قزلباش شناسایی کرد که بهعنوان تشکیلاتی پیشامدرن و متمرکز بر تعصبهای قبیلهای و مذهبی، برخی کار ویژههای شبهحزبی داشتند و در رفتوآمد شاهان و فرمانروایان و برانداختن و برکشیدن قدرتهای سیاسی زمان بعضا نقشی مؤثر و کارساز بازی میکردند. با بیداری ایرانیان و برآمدن آفتاب مشروطه، توجه برخی کنشگران سیاسی و اجتماعی آن روزگار که درسخوانده اروپا یا کمابیش آشنا با اندیشه مدرن بودند، به نقش پراهمیت انجمنها و احزاب سیاسی بهعنوان رکن اساسی دموکراسی و سیاستورزی در جوامع مدرن، جلب شده و رفتهرفته زمینه فکری و فرهنگی شکلگیری احزاب جدی و فراگیر در سپهر سیاسی و اجتماعی ایران پدیدار شد. ابتدا شمار زیادی از انجمنهای محدود و محلی و صنفی، عمدتا در دفاع از مشروطه و آرمانهای آن و کمی نیز در مخالفت با مشروطه شکل گرفت و سپس در آستانه انقلاب مشروطیت، فرقه اجتماعیون عامیون (سوسیالدموکراتها) توسط برخی ایرانیان مهاجر قفقاز و با تأثیرپذیری از احزاب سوسیالیستی روسیه، بهعنوان نخستین حزب سیاسی تاریخ ایران به رهبری حیدر خان عمواوغلی، پا به عرصه حیات سیاسی گذاشت. سپس در واکنش به اقدامات این حزب که به تندروی متهم بود، فرقه اعتدالیون عامیون (اعتدالگرایان) شکل گرفت و این دو گروه بهعنوان دو جناح اصلی مشروطیت نقشی مهمی را بهویژه در مجلس دوم بر عهده گرفتند.
