
اما کودکان همچنان به توجه و مراقبت نیاز دارند. نیازهای آنها چندان با رشد و تغییر اجتماع تغییر نکرده است. کودک همچنان نیاز دارد کسی باشد که به او غذا بدهد، مراقب سلامتی او باشد، در برابر خطرات احتمالی از او محافظت کند، با او وقت بگذراند، برایش کتاب بخواند، با او بازی کند و جواب پرسش های بی پایانش را بدهد.
آقایان هم که تکلیفشان مشخص است: کار و کار. گاهی حتی قبل از این که کودک بیدار شود از خانه بیرون می روند و زمان خواب کودک از کار برمی گردند. در طول روز، شاید حتی فرزند خود را نبینند. می ماند فقط روزهای تعطیل که هزار و یک کار دیگر هم برای انجام دادن دارند. حتی پدرانی که فرصت بیشتری دارند هم باز به طور معمول نمی توانند بیش از نیمی از روز را با فرزند خود باشند.
اما در زندگی امروز، از یک طرف والدین بسیار درگیر و مشغولند و از طرف دیگر، سبک زندگی جدید مانند گذشته نیست که اقوام و خویشاوندان در نزدیکی هم و حتی در یک خانه بودند و همیشه اطراف کودک پر از افرادی بود که می توانستند از او مراقبت کنند. پس چه بایودک قابل پیش بینی باشد.
● خطر از دست دادن فردی که کودک به او دلبسته است
از دست دادن فردی عزیز بسیار سخت و پر از استرس است. برای کودکان هم همین طور است، حتی اگر واکنشی که نشان می دهند شبیه به بزرگسالان نباشد. اگر کودک تنها به مادربزرگ یا پدربزرگش دلبسته باشد و آنها سن بالا یا بیماری خاصی داشته باشند، خطری که کودک را تهدید می کند از دست دادن آنها در سن کم است.
از دست دادن فردی که به او دلبسته است برای کودک ضربه ی بزرگی به حساب می آید. بنابراین، هرچند فکر کردن به این موضوع بسیار ناراحت کننده و دردآور است، سعی کنید واقع بین باشید و در صورت وجود شرایطی که این خطر را بالا می برند، دست کم به کودک این فرصت را بدهید که به فرد دیگری، به خصوص پدر یا مادر خودش هم دلبسته شود، تا بتواند از عهده ی استرس از دست دادن فرد مورد دلبستگی اش، تاب بیاورد.
