شهید امیرحسین براتی در وصیتنامهاش آرزوی شهادت به دست شقیترین دشمنان اسلام یعنی صهیونیستها را کرده و نوشته است: پرندهای که مقصد را پرواز میبیند از ویرانیاش نمیهراسد؛ و مگر نه آنکه گردنها را باریک آفریدهاند تا در مقتل کربلای عشق آسانتر بریده شوند. همیشه در زندگیم دوست داشتم اگر میکشم صهیون باشد و اگر کشته میشدم به دست صهیونیستها باشد…
جوان آنلاین: شهید امیرحسین براتی از شهدای جنگ ۱۲ روزه با رژیمصهیونیستی در وصیتنامه خود که کمتر از یکسال قبل از شهادت نوشته، آرزو کرده بود از سوی شقیترین دشمنان اسلام یعنی صهیونیستها به شهادت برسد. او هنگام شهادت ۲۴ سال داشت و فقط چهار ماه از ازدواجش میگذشت. امیرحسین در خانوادهای انقلابی متولد شده بود که سابقه جهاد و رزمندگی در آن موروثی است. مرتضی براتی، پدر شهید نیز از رزمندگان مدافع حرم بود که حدود یکسال در خلال سالهای ۹۴ تا ۹۷ در جبهه سوریه حضور یافته بود. این پدر شهید در گفتوگو با «جوان» میگوید: بار اول که داوطلبانه به سوریه اعزام شدم، امیرحسین ۱۴ سال داشت. آن زمان فکر میکردم شاید در دفاع از حرم شهید شوم، اما شهادت قسمت پسرم بود. شاید این سعادت را از دعاهای خالصانهای گرفت که به درگاه خدا میکرد؛ او عاشق شهادت بود و خدا هم نصیبش کرد.
شما از رزمندگان مدافع حرم هستید، سابقه حضور در جبهههای دفاعمقدس را هم داشتید؟
سن من به دوران جنگ قد نمیداد، ولی برادر بزرگترم به جبهه رفته بود. سالها بعد از دفاعمقدس، خدا توفیق داد که بتوانم به جبهه دفاع از حرم اعزام شوم. سال ۹۴ و ۹۷ چند بار اعزام داشتم و جمعاً حدود یکسال در سوریه بودم.
پس خود شما از جوانهای نسل بعد از جنگ هستید؟
من متولد سال ۵۴ هستم. چند ماه دیگر ۵۰ سالم میشود. زمانی که جنگ تحمیلی هشت ساله تمام شد، ۱۳ سال داشتم؛ بنابراین نتوانستم به جبهه بروم. همانطور که عرض کردم برادر بزرگترم که متولد سال ۴۷ است به جبهه رفته بود و الان جانباز است. غیر از ایشان خیلی از اقوام و نزدیکانم در زمان جنگ به جبهه رفته بودند. دو دایی ما به همراه پسرعمهمان از شهدای دفاعمقدس هستند. جو خانواده و همینطور محله و شهر ما که درچه اصفهان است، یک جو انقلابی دارد. درچه بیش از ۵۰۰ شهید دارد. در محله ما «احمدآباد» از هر ۲۷ نفر یک نفر شهید شده است. احمدآباد حدود پنجاه و خردهای نفر شهید صرفاً در زمان جنگ دارد که رقم بالایی به شمار میرود. امیرحسین هم در چنین جوی بزرگ شده بود.
شما به عنوان پدر شهید رزمنده مدافع حرم بودید و حالا پسرتان در خاک کشور خودش در تجاوز صهیونیستها به شهادت میرسد. این شعارها که میگفتند نه غزه، نه لبنان الان اثرات منفیاش را نشان میدهد، نظر شما چیست؟
زمانی که جنگ با داعش و دیگر گروههای تکفیری در سوریه و عراق جریان داشت، حضرت آقا یک جمله معروفی را بیان کردند به این مضمون که اگر ما امروز در سوریه و عراق نجنگیم، فردا روزی باید در کرمانشاه و همدان بجنگیم. آن زمان شهدای بزرگی، چون حاجقاسم سلیمانی به خوبی میدانستند که حفظ سوریه به عنوان خط اول جبهه مقاومت چه اهمیتی دارد، اما متأسفانه برخی در داخل شعارهایی میدادند و سعی میکردند کار مدافعان حرم را بیاهمیت جلوه بدهند. در واقع حضور مدافعان حرم در سوریه و عراق گذشته از دفاع از حریم اهلبیت، از حریم ایران اسلامی هم دفاع میکرد. اگر ما این تجربیات را در نظر بگیریم و خوب به آنها بپردازیم، متوجه میشویم که اطاعت امر ولیفقیه تا چه میزان میتواند لازم و ضروری باشد. زمانی که حضرت آقا حرفی میزنند یا دستوری میدهند، ما وظیفه داریم که به آن حرف عمل کنیم. همین الان هم اگر ما پشت ولایت را خالی کنیم، در واقع به کشور و خودمان ضربه زدهایم. پس ما به عنوان یک فرد انقلابی وظیفه داریم که ببینیم آقا چه دستوراتی میدهند، همان را اجرا کنیم. ما شهید دادیم که یاریدهنده درخت این انقلاب باشد. شکر خدا این ممکلت از این جوانها زیاد دارد، اما همه ما باید حواسمان جمع باشد و از تجربیاتی که به چشم دیدیم عبرت بگیریم و پشتیبان ولایتفقیه باشیم.
