هنر ایرانی
خط کوفی معقلی که به خط آجرچینی هم معروف است، خطی است که در معماریهای کهن ما به وفور دیده میشود. در مسجد جامع اصفهان، در یزد و کاشان و بناهای دیگر هم دیده میشود. در این خط، هر آجر واحد یک بند حرف است. شما حسابش را بکنید که حتی بناهای بیسواد ما هم با آن خط مینوشتند. حتی ویکتور وازارلی، نقاش آمریکایی چنین کاری کرده بود. ولی او حروف بیمعنا نوشته و من با معنی این خط را نوشته بودم. جایی به من گفتند تو این سبک را از ویکتور وازارلی برداشت کردی و من گفتم، او از ما برداشت کرده است.
گفتند دلیلت چیست؟ گفتم یک نقاش غربی میآید اینجا و کار ما را برمیدارد و به خودمان حقنه میکند. درحالیکه من از ادبیات و معماری کهن خودم استفاده کردم. اینها هویت و گذشته ماست. هنر ماست، تاریخ ماست، میراث ماست. وقتی جوان بودم، رادیو برنامه باستان شناسی داشت و گوینده، معماری و خوشنویسی گنبد امام رضا را تشریح میکرد. هنوز هم یادم است که وقتی آن گوینده توصیف میکرد، انگار داشت برایم طراحی میکرد. اینها از گذشته در ذهن من تهنشین شده است. از آن گذشته استفاده میکنم. از هر کدام از این معماریها میتوانیم استفاده کنیم. اینها نهانها و نهفتههای ماست. ما از این گنج بهرهبرداری میکنیم. یک سطل از دریا برمیداریم. پس اینطور نیست که من بیایم از روی دست ویکتور وازارلی که یک نقاش مدرنیست آمریکایی است، کپی کنم. باید بدانیم خودمان روی گنج نشستهایم و حواسمان نباید جای دیگری باشد. این ریزنویسیها بهانهای است برای عرضه و ارضا کردن آنچه در هنرمان نهفته است.
