برچسب یوسف پشندی

جنایت 1382

سياوش پس از سرقت و قتل يكي از دوستانش كه خواستگار خواهرش هم بوده، در محل جنايت با مهتاج كه نظافتچي است، روبرو مي شود ولي نمي تواند او را بكشد. او مدام با كابوس ناشي از جنايت دست و پنجه نرم مي كند و كمك هاي دوستانش جواد و رحيم و دختر صاحبخانه را هم كه دل بسته اوست نمي پذيرد. بازپرس ابراهيمي كه از دوستان رحيم است به او شك مي كند ولي قصد دارد به شكل دوستانه به او نزديك شود. در اين ميان تماسي از يك ناشناس كه تهديد مي كند همه چيز را مي داند، سياوش را آشفته تر مي كند. او به مهتاج شك مي كند و با تعقيب او پي مي برد علاوه بر كار نظافت، براي اداره خانواده اش، خودفروشي مي كند. تعقيب مهتاج، سياوش را به گورستاني خلوت مي كشاند، اما باز هم نمي تواند مهتاج را بكشد، ولي مهتاج با چاقوي سياوش خودزني مي كند. سياوش كه به مهتاج علاقه مند شده او را به بيمارستان مي رساند و ساك حاوي اموال مسروقه را در خانه مهتاج پنهان مي كند. مهتاج نجات مي يابد و در حالي كه به نظر مي رسد آنها زندگي جديدي را آغاز مي كنند، سرپرست نظافتچي ها كه سياوش را تهديد كرده بود، ماجرا را لو مي دهد. سياوش در حضور مهتاج، خانواده او و بازپرس ابراهيمي به جنايت اعتراف مي كند.

سرتو بدزد رفیق 1384

در مزرعه اي سرسبز، الاغي قهوه اي در تنهايي و افسردگي زندگي مي كند تا اينكه صاحبش، الاغي به نام «نسترن» را به عنوان جفت و همسر، به نزد او مي آورد. اما دوران خوش آن دو، خيلي زود به پايان مي رسد و صاحب الاغ، اين دو حيوان را از هم جدا مي كند. پس از مدتي، الاغ قهوه اي از محل نگهداري «نسترن» و قصد صاحب الاغ براي آينده نسترن، ‌مطلع شده و براي نجات وي به راه مي افتد و براي رسيدن به نسترن، يك راننده تريلي را گروگان مي گيرد، اما با رويدادهاي ديگري برخورد كرده و در اين نكته مردد مي ماند كه به نجات «نسترن» بپردازد يا ماجراهاي جديد را فيصله دهد.

توکیو بدون توقف 1381

فردی به نام پرویز نشاط، بعد از مرگ پدرش وارث کارخانه نوشابه سازی می شود، وصیت پدر به پرویز این است که از عمه اش نگهداری کرده و مطابق سنت دویست ساله خانواده، اجازه ازدواج به خواهرش ناهید را ندهد. کارخانه با مشکل روبه رو می شود. پرویز خواهرش ناهید را برای فروش هتل شان به کیش می فرستد. ناهید در کیش با جوانی با نام محسن توکیو آشنا می شود. محسن عاشق ناهید می شود و رد او را در تهران می گیرد و به خواستگاری اش می رود اما با مخالفت پرویز روبه رو می شود و براثر درگیری که میان آنها به وجود می آید، پرویز بی هوش می شود. محسن توکیو یک قرص ژاپنی به او می دهد، پرویز به هوش می آید متوجه می شود که توانایی این را پیدا کرده است تا فکر آدم ها را بخواند …

شب روباه 1375

يك قاچاقچي با سابقه ي مواد مخدر به نام روباه براي سامان دادن به تشكيلات خود و انتقام از پليس براي كشته شدن همسرش در درگيري گذشته، به ايران مي آيد. پليس ايران به محض ورود او، روباه را شناسايي و دستگير مي كند اما او شبانه با كمك دو زنداني ديگر كه يكي اكبر بي جنبه نام دارد فرار مي كند و بعد هم با به قتل رساندن هر دو فراري ديگر به سراغ مأموريت خود مي رود . اما مأموران پليس از طريق اكبر بي جنبه كه در لحظات پاياني عمرش بدست پليس مي افتد از فعاليت روباه بعد از كشمكش فراوان ميان روباه و در خطر قرارگرفتن خانواده ي سرگرد، او با كمك استوار سجادي روباه و ايادي اش را در مخفيگاهشان مي يابند و به هلاكت مي رسانند.

کوچولوی خوش شانس 1383

اين فيلم داستان زوج جواني را روايت مي كند كه هنگام عزيمت به مجلس عروسيشان، كودكي شيطان و بازيگوش را در اتومبيل خود مي يابند. حضور اين ميهمان ناخوانده براي سومين بار مجلس عروسي اين دو را بر هم مي زند و ...

گیس بریده 1385

مریم فرزند اول خانواده سال آخر دبیرستان می گذارند . او که هفده سال بیشتر ندارد با ارسال نامه های عاشقانه از طرف فرد ناشناسی به مدرسه و منزل مواجه می گردد و همین امر باعث می گردد که مورد سوء ظن اولیاء مدرسه و خانواده به خصوص پدرش که در خانواده پدر سالاری بزرگ شده است، قرار گیرد. تلفن های مداوم ناشناس که گاه و بیگاه به خانه مریم می شود ، چندین بار او را مورد ضرب و شتم پدرش در آورده است .زیرا که پدرش فکر می کند دخترش با کسی در ارتباط است و باعث می شود که آبروی چندین ساله خانوادگی او از بین برود. به همین سبب دخترش را تحت فشار قرار می دهد طوری که مریم در شرایط سختی قرار می گیرد و دیگر تحمل برایش باقی نمی ماند و مجبور به تصمیم های متعددی مانند خودکشی ، فرار و...می شود اما در نهایت بهترین تصمیم خود را« یعنی دست به دامان قانون می شود تا از شر ضربات مهلک پدرش که ممکن است او را از پای در آورد ، » می گیرد . او هم چنین بخاطر اینکه پدرش را خیلی دوست دارد و میترسد که مبادا پدرش قاتل او شود وخود به زندان بی افتد، دست به این تصمیم می زند.