طی چند هفته اخیر کشور عزیزمان ایران شاهد برخی فتنهها و حرکات آشوبگرانه بوده که البته معتقدیم همین فتنهها چهره واقعی، ضد ایرانی و ضد میهنی مدعیان دروغین وطن دوستی را نمایان ساختهاست.
۴۰ روز از اعتراضات و تبدیل آن به اغتشاشات به بهانه مرگ مرحومه مهسا امینی میگذرد، شعارشان زن، زندگی و آزادی است. آنچه در عمل دیده نمیشود، احترام به مقام زن و زندگی عزتمندانه و آزادیهای اجتماعی است.
مدت کوتاهی از تهوع آورترین جریان اعتراضی در تاریخ سیاسی ایران و تبدیل آن به اغتشاشات میگذرد؛ این اعتراضات از بعد مبارزه سیاسی برای کسب قدرت نیز در نوع خود بیسابقهترین و تهی از هرگونه مرام و حفظ ارزشهای انسانی و اخلاقی بود.
کمی دقت کنید! هرگز رسانههای فارسی زبان دشمن علیه سرمایه داران زالو صفت که جدای از پاک دستان تولید و اقتصاد اند هیچ تحریک ندارند. علیه رباخواری، مواد مخدر، رانت خواران و دیگر کارهای غیراخلاقیشان.
بین اعتراض و اغتشاش یک مرز باریکی وجود دارد که هم مردم و هم مسئولان باید محافظت کنند که این تجمعات به آشوب کشیده نشود؛ چرا که هزینه این آشوب را خود مردم پرداخت میکنند.
آنچه که از شهادت سوزناکتر بر میآید، مظلوم بودن است. آنانی که با روح بلندشان از اندیشهی ارتقای منزلت کشورمان غفلت نکردند و آن را کم بها نپنداشتند و از مسئولیت شانه خالی نکردند.