اختلاف همسایگی قتل میهمان را رقم زد
مردی که از خواهر و برادر همسایه خود کینه داشت، با اسلحه وینچستر میهمانهای آنها را هدف گرفت. یکی از میهمانها کشته و دیگری زخمی شد.
مردی که از خواهر و برادر همسایه خود کینه داشت، با اسلحه وینچستر میهمانهای آنها را هدف گرفت. یکی از میهمانها کشته و دیگری زخمی شد.
صدای جاندار و جاافتادهاش را برای اولین بار آن هم از پشت تلفن و از چهارصد کیلومتری اصفهان، با این جمله میشنوم: «محمد نخستین هستم؛ از بسیجیهایی که اول جنگ به جبهه رفتند.» میگوید یک ماه اول جنگ را به فرمان امام در جبهه مهران بوده است؛ در «کنجانچم».
شهیده زهره بنیانیان، یکی از شیرزنان اصفهانی است که در طول زندگی خود با پستیها و بلندیهای بسیاری مواجه شد و سرانجام در آستانه سن جوانی در حین انجام مأموریت به شهادت رسید …
سروته کوچهها یکی شده بود.فاطو کوچهها را یکنفس دویده بود. اصلا مگر کوچهای هم مانده بود؟ نخلها اما کمرراست ایستاده بودند. شاید میخواستند ثابت کنند هنوز هم شهرشان سرپاست.
خانه پدری بودم. صدای شلیک گلوله خیلی نزدیک بود. پلهها را دوتایکی دویدم تا برسم به پنجره راهپله. پنجره را که باز کردم سه تن سرباز مسلح دیدم که به یک شهروند دیگر شلیک کردند.