شیرهای خان بابا سلطنه (نمایش) 1397
طلا و عطی (آبجی)، مادر و دختری است که سالیان سال است کنار هم زندگی میکنند؛ سالهایی به درازای زندگی آبجی یعنی حدود ۵۰ سال. اما این وضعیت پایدار نیست و روزهای جدایی از راه میرسند. این جدایی در حالی اتفاق میافتد که «آبجی» به دلیل شرایط ویژهای که دارد بسیار وابسته به مادر است و «طلا» در زمان باقی مانده به دنبال امنیتی برای آینده «آبجی» است. آیندهای بدون حضور خودش.
«مختار» همراه پدرش «موسی» و «میرزا» به عنوان چوپان در کویر به کار گله مشغولند. میرزا به دلیل بیماری زنش از «قدیر» پسر صاحب گله، اجازه میخواهد به خانهاش سرکشی کرده و از احوال او با اطّلاع شود. او موافقت نمیکند. «میرزا» با توافق «مختار» راهی خانه میشود. تعدادی گوسفند و بز در توفان شن تلف میشوند. «قدیر»، «میرزا» را مسبب مرگ حشم میداند و او را مضروب میکند. «مختار» از میرزا جانبداری میکند و روبروی «قدیر» میایستد و مزد خود را مطالبه میکند. «قدیر» تاوان گلهی از دسترفته را از «مختار» میخواهد. «مختار» شکایت به پدر «قدیر» میبرد. «قدیر» به او اهانت میکند و او را میراند. «مختار» از پاسگاه ژاندارم میبرد و در نهایت قضیه به نفع «قدیر» تمام میشود. نبودن مراتع و خشکسالی موجب میشود که «قدیر» گله را به کشتارگاه بفروشد.
این فیلم روال روزانه مردی که به عنوان یک نگهدارنده آسانسور و محیط کارش کار می کند
روایتگر داستان زندگی پزشکی حاذقی به نام دکتر یاوری (مهدی هاشمی) جراح متخصص است که در زمان جنگ تحمیلی از آمریکا به ایران بازگشته و برای انجام یک عمل جراحی مجبور میشود به اهواز سفر کند. همزمان ملیحه (لاله اسکندری) که دانشجوی پزشکی است برای یافتن نامزد خود دکتر مولایی (شهاب حسینی) ناخواسته با دکتر یاوری همراه میشود. که ورود آن دو به اهواز مصادف با بمباران شهر توسط دشمن است و...[۲]
موضوع این مجموعه دربارهٔ شخصیت سلیمان از بصره است که به عنوان فرستاده حسین بن علی قرار گرفته و همچنین یک سری حوادثی که در بصره اتفاق میافتد…