برچسب گروه جهاد و مقاومت مشرق

فرشته‌ای که در آسمان شهادت جاودانه شد

۲۳ خرداد ۱۴۰۵ – ۱۲:۳۹ شهیده «فرشته باقری» فرشته‌ای که برای وطن خود پرواز کرد و در آسمان شهادت، جاودانه شد؛ یاد و خاطره او، همواره در دل‌های مردم ایران زنده است. سرویس جهاد و مقاومت مشرق- روز ۲۳ خرداد…

آخرین خاطره پدر از روزهای شیرین با سامان شهید/ ماجرای سوزناک شناسایی پیکر شهید ۸ ساله مینابی

۲۳ خرداد ۱۴۰۵ – ۱۶:۵۹ «صدای جیغ بچه‌ها هنوز تو گوشمه»؛ این جملات تلخ روایت پدر شهید ۸ ساله «سامان کرم زاده» از آخرین تماس تلفنی با معلم مدرسه اش در لحظه بمباران است. سرویس جهاد و مقاومت مشرق- دانش…

از جزیره مجنون تا بندرعباس؛ روایت مادری که هم خواهر شهید است و هم مادر شهید/ دعای عاقبت‌بخیری برای “شهید قلعه‌نویی”

۲۴ خرداد ۱۴۰۵ – ۱۱:۲۹ بعد از شهادت پسرم برای یادواره شهدا دعوت کردند. در مورد محمدحسین صحبت کردم. در مورد کمک محمدحسین به یک خانم سرپرست چند بچه یتیم هم گفتم. آخر جلسه خانمی گریه‌کنان آمد و گفت من…

راه عجیب شهید «ملازمی» برای کسب فیض شهادت!

۲۴ خرداد ۱۴۰۵ – ۱۷:۵۲ شهید «توحید ملازمی» با وجود این‌که در گردان تخریب لشکر 10 سیدالشهداء (ع) به‌عنوان یک نیروی کلیدی به حساب می‌آمد؛ اما ترجیح داد تا مدتی، مسئولیتی را برعهده گیرد، که آن را تنها راه شهادت…

روایتی از فرماندهی که آسمان را بست و دریا را آتشین کرد/ عزیز آســمان‌ها

۸ تیر ۱۴۰۵ – ۱۰:۱۴ امیرسرلشکر عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع در حمله غافلگیرانه آمریکا و رژیم‌صهیونیستی به ایران در جریان نبرد رمضان، درکنار دیگر فرماندهان ارشد و در جایی بسیار نزدیک به رهبر شهیدش، به‌شهادت رسید. سرویس جهاد و مقاومت…

فرمانده‌ای که اسرائیل را به آتش کشید

۹ تیر ۱۴۰۵ – ۱۱:۱۵ مجموعه چهارجلدی «آسمان‌دارها» با روایت زندگی چهار فرمانده شهید هوافضای سپاه، بخشی از تاریخ معاصر و مسیر شکل‌گیری قدرت دفاعی ایران را ثبت و ماندگار کرده است. سرویس جهاد و مقاومت مشرق- در تاریخ هر…

دلتنگم ولی خوشحالم که به آرزویش رسید

۹ تیر ۱۴۰۵ – ۱۵:۱۹ زندگی با یک پلیس سختی‌های خودش را دارد. با این حال، زندگی‌مان شیرینی‌های خودش را داشت و با همه عشق و سادگی روزگارمان را می‌گذراندیم سرویس جهاد و مقاومت مشرق- جنگ رمضان، تنها یک نبرد…

در طول عمر ۴۳ ساله‌اش حتی یک‌بار به تندی با ما حرف نزد/ عاشق نبرد با صهیونیست‌ها بود

۱۰ تیر ۱۴۰۵ – ۱۲:۰۸ پدر شهید: سیدجلال در طول عمر ۴۳ ساله‌اش حتی یک‌بار با من و مادرش تندی نکرد. هر وقت از اصفهان برمی‌گشت، اولین کارش این بود که به من و مادرش سر می‌زد. سرویس جهاد و…