برچسب گروهک کومله

سوزاندن پیکر شهدا بعد از گلوله‌باران

ابتدا یک عده را شهید کردند و جنازه‌هایشان و ماشین را سوزاندند. محمد تیر خورده بود؛ اما توانسته بود تا حدودی خودش را از کمین کومله نجات دهد؛ ولی در نهایت کومله یک تیر به شکمش و تیری به صورتش زد و او را هم به شهادت رساند.

گروهک کومله پیکر بی‌جان همسرم را کنار جاده رها کرده بود

از ظهر گذشته بود. منتظرش بودم، فکر کردم شاید کارش طول کشیده است. غذای بچه‌ها را دادم. عصر شده بود که زنگ در به صدا درآمد. دویدم و در را باز کردم. مادرشوهرم بود. تا من را دید گفت: «عباس رفت!» سکوت کردم. زیر لب گفتم: «بی‌انصاف، چرا بدون خداحافظی رفتی؟!»

وقتی پیکر پسرم را دیدم، از کمر به دو نیم شده بود

من از احیا برگشته بودم، بعد از نماز صبح در خواب دیدم که احمد در یک بیابان روی زمین افتاده است و از کمر به پایین بدنش قطع شده است. سرش در دامن یک زن بود. از او پرسیدم خانم! احمد من چه شده است؟ گفت: «احمد شهید شده است.»