بعد از یک درگیری سنگین کومله عقبنشینی کرد، زمانی که سعدالله بلند شد و این خبر را به دیگر نیروها داد، کومله دوباره شروع به تیراندازی کرد و یک گلوله به سر همسرم اصابت کرد که باعث شهادت او شد.
فرمانده ما اعلام ماموریت کرد و یک گروه همراهش رفتند. حسین هم با آنها رفت. در حال گذر از یک پیچ بودند که کوملهها به صورت غافلگیرانه در مسیر آنها ظاهر شدند و آنها را به رگبار گلوله بستند.
صبح روز ۶ اسفند ۱۳۶۳ رضا برای خنثیسازی مینهای کارگذاشته شده توسط عناصر گروهک تروریستی کومله و دمکرات به منطقه کامیاران رفت و حین گشتزنی پایش روی مین رفت.