برچسب کمند امیرسلیمانی

هوش سیاه 2 1391

داستان از جایی آغاز می‌شود که جمشید کاظمی (کیکاووس یاکیده) ملقب به هوش سیاه پس از دستگیری و زندانی شدن در پایان سری اول، تصمیم به فرار از زندان می‌گیرد. او که یک نابغه رایانه و متخصص در انجام جرائم اینترنتی است، از این توانایی خود در امور غیرقانونی و خلاف بهره می‌گیرد. با گریز هوش سیاه از زندان، سرگرد احمدی (حسین یاری) برای دستگیری مجدد او وارد عمل می‌شود و... .

ایراندخت 1396

در «ایراندخت» روایت سالهای مشروطه، قیام ستارخان، ماجراهای تبریز و هم‌زمان اعدام شیخ فضل‌الله در تهران و حتی نقش فراماسونری در این میان، مطرح شده است.

نوار زرد 1396

این سریال داستان یک سرگرد آگاهی به نام کاوه کیهان را روایت می‌کند که گره پرونده‌های جنایی را باز می‌کند و در این میان به پرونده ای برمی‌خورد که کشف واقعیت پای زندگی شخصی اش را به میان می‌کشد این واقعیت بر می‌گردد به سال‌ها پیش زمانی که در بم خدمت می‌کرد و زلزله بم…

هوش سیاه 1 1389

سرگرد احمدی با پرونده پیچیده یک خرابکار در حوزه رایانه و الکترونیک «کامران بوریایی» درگیر شده و به موازات آن پرونده های دیگری را هم رسیدگی می کند. در هر قسمت این مجموعه پلیسی ضمن پیگیری مستمر پرونده کامران بوریایی بعضاً پرونده جدیدی را از جمله سرقت نرم افزار، تلاش برای هک بانک و بیمه، شرکت های هرمی، دوستی های مخرب و بنیانکن اینترنتی، مزاحمت از طریق اینترنت و… مفتوح و رسیدگی می کند و این پرونده ها در همان قسمت به سرانجام رسیده و بسته می شود.

شیوع 1396

این سریال موضوعی پلیسی و امنیتی دارد مربوط به حملات زیستی به ایران است که با مشارکت سازمان پدافند غیرعامل تولید شده است. حمله بیولوژیکی طراحی شده توسط آمریکا از مسیر یکی از کشورهای همسایه، ایران را تهدید می‌کند. این مساله با هوشیاری یک پزشک جوان آشکار شده و باعث می‌شود که سازمان پدافند غیرعامل کشور ضمن ورود به ماجرا، ابتکار عمل را به دست بگیرد.

شوخی کردم 1396

در مجموعه شوخی کردم، کلیپ‌های طنز در محیط‌ها و قالب‌های خاصی اجرا می‌شود که میتوان به اتاق عمل، عصر حجر، متهم و بازپرس، زن و شوهر باتجربه، اخبار، نقد ادبی، گزارشگر تلویزیونی، میزگرد تلویزیونی اجتماعی و کارشناس مهمان، میزگرد تلویزیونی سینما و کارشناس مهمان اشاره کرد.

سایه بان 1396

داستان مجموعه تلویزیونی روایت زندگی دو جوان کارگر با نامهای سهراب (مجتبی پیرزاده) و سعید (محمد ولی زادگان) است که با هم رفیق صمیمی اند و هر کدام در زندگی خانوادگی خود با مشکلات زیادی که بیشتر جنبه مالی دارد دست به گریبانند. سهراب در کارگاه مبل سازی کار می‌کند که در حال ورشکستگی است و هر لحظه امکان تعطیلی آن می‌رود. پدرش فوت شده و او نان آور مادر، خواهر و برادر کوچکتر از خود است. نامزد کرده اما به دلیل مشکلات مالی نمی‌تواند زندگی مشترکش را آغاز کند. سعید بیکار است و بی‌پول و در عین حال از برادر کوچکتر و پدر خود هم نگهداری می‌کند. از طرف دیگر همسرش (هستی مهدوی فر) به او فشار می‌آورد که خانه ای مستقل برای او تهیه کند.

سهراب و سعید که در منطقه‌ای فقیرنشین رشد یافته‌اند، تا پای جان تلاش می‌کنند تا با امید چراغ خانه‌هایشان را روشن نگه دارند. آن‌ها در برابر سرنوشت ایستادگی می‌کنند و به رحمت خداوند دلخوش هستند تا اینکه دوستی دیرینه‌شان در خطر می‌افتد و…

ماه عسل 1388

این سریال پانزده قسمتی دربارهٔ دختر و پسری به‌نام امیر و شیرین است که قصد ازدواج دارند اما در راه ازدواج آنها موانعی وجود دارد که برای آنان لحظات تلخ و شیرینی را رقم می‌زند…